م
الله
مشکلات آدمی و راه حل آنها
در این جهان هستی در اصل هیچ مشکلی وجود ندارد . تنها مشکلی که انسان از آغاز پیدایش خلقت داشته بی اطاعتی ( نافرمانی ) اوست و نافرمانی او به خاطر نرسیدگی و متزلزل ( ناپایدار ) بودن دانایی او میباشد این بی اطاعتی که موجب نادانی بزرگ انسان شده و او را به هیولای تکبر و غرور مبتلا ساخته ، این تکبر و نفهمی منهدم کننده ، خود را همواره در طی توسعه و تکامل این دنیا بیشتر و بیشتر کرده و امروز نیز فهم ما را از جریان دنیا خاموش و زندگی ما را به خطری مخرب رهنمون میسازد .
در زندگی ای که ما بر روی زمین و در این جسم داریم ، زندگی ای که روح و دل ما را دور و بر دارد و از برای فکر کردن به آن ، روانی بزرگ به ما اعطا میشود ، مسئولیتی داریم ، برای این تن و برای همه اعمالی که مرتکب میشویم و هم چنین خطا های خودمان .
اغلب سخت است تا اشتباهاتی که ما مرتکب میشویم را به گردن بگیریم و بدان معترف شویم : اما اگر توانایی این کار را پیدا کردیم و به این قابلیت نائل شدیم آنوقت است که اشتباهات ما آموزگار ما شده و به ما تجربه زندگی می آموزد و ما را از تکرار خطاها و اشتباهات جدید مصون میدارند.
هر انسانی مرتکب خلاف میشود ، چرا که هر آدم بسان کودکیست در دانایی و فرزندیست در مدرسه جهان هستی و مدرسه الهی ، انسان باید اینرا ملتفت شود واز آن پس به سوی زندگانی درست و صمیمی هدایت گردد و ایت گردد و بگوشد که دانایی اش با کمک خوبیها و قدرتهای راستین و قدرتهای راستین و قدرتهای راستین که معـنای این جهان را به او می آموزانند و او را به شناخت هستی و انسان بودن و درجه انسانیت رهنما میشوند بیافزاید.
هر انسانی که در این جهان هستی وجود دارد بر راهیست ( در راهی قدم بر میدارد ) که نامش م الله و یا دانشکده انشا تن و روان و یا . . . . است . اسامی متعلق به زمانهای مختلفند که ما در آن زندگی میکنیم . انسانها هنوز نمی توانند دریابند که همگی در این راهند ، آنها بی اطلاع ناشنوا و نابینا هستند این تکلیف من و توست ، تا آنچه که ما شنیده و دیده ایم ( دریافته ایم ) آنها را نیز بینا شنوا و با اطلاع کنیم ( ودر جریان بگذاریم ) و هنگامیکه ما به آنها می آموزانیم ، بایستی آنها سعی به تواضع داشته و در پی یافتن داناییی باشند .
وقتی آدمیان این را را به نحو احسن اجرا کنند ، دیگر مشکلات و سختی های حل شده اند ، چرا که در دانایی کل ارزشهای معتبر موجودند که آدمی را به بزرگی های انسانیت رهنمون میشوند ، صداقت در فکر وعمل ، توجه و احترام ( نزاکت) به یکدیگر و به خلقت ، وفاداری ، بزرگ منشی ، خوش قلبی (نیکوکاری) ، ادب صمیمیت ، انسانیت و . . . ما نمی توانیم خود تصمیم بگیریم که آیا ما زندگیمان را برای این راه بدهیم یا ندهیم . در نظام هستی چنین در نظر گرفته شده ، که برا ی ما زندگی به این تن آمده شود ، چنانچه هستی به این تن داده میشود بدون تصمیم شخصی ما . ما تنها می توانیم سعی کنیم صالحانه زندگی کنیم و دانایی دریابیم.
قوانین اساسی برای یک زندگی صحیح را میتوانیم در کتابهای مقدس پیدا کنیم و البته نه تنها در آنجا ، ما آنها را در وجود شخصی خود میابیم ، وقتی به آنها دقیقا گوش فرا دهیم این قوانین قبل از خلقت بیرونی ( ظاهری ) به ما گوشزد می کنند ( هشدار میدهند ) قبل از اینکه ما با محدودیتهای خود و چشم های بیرونی خود بررسی کنیم . مسئله با اهمیت برای دریافت این است که ما بخواهیم آنها را تحت تسلط خود جمع آوری و نگهداری کنیم . این جهان بیرونی ( سطحی ) برای این منظور وجود دارد که از جهت آن ما فکر خود را به حد کمال رسانید کمال رسانیده (تکمیل کرده ) و با آفریدگا) و با آفریدگار خود آشنا شویم ،
در این ایستگاه زمینی که ما جزئی از آن را پشت سر گذاشته ایم و تنها قسمتی از آن را پیش روی ماست ، آدم ، هر آدمی بایستی که خود را عفو کند ، و به راه حلی که پیدا میکند و به مکانی که در این خلقت برای او قرار داده شده با وجود هر چیز که تا کنون آدم بدان موفق شده و هر چیز که قبلا برای او هیولا به نظر می آمده ، هنوز که هنوز است ، آدم یک کودک است که تازه آغاز میکند و برداشتن قدم های اول ، قدم های اول که دوران کودکی دانایی برای او مهیا میکند . البته لازم میباشد که انسان برای آنچه که تا به امروز به تکامل و توسعه آن موفق شده ، متقابلا احترام ابراز کند و قابل توجه است ( تاکید می شود ) : این احترام متقابل نه بیشتر باشد نه کمتر.
در حال حاضر انسان مشغول به نابود کردن دنیا و هستی خود میباشد . او به آخر( بن بست) دنیای خود رسیده . آدم راه اصل را ترک کرده ، راهی که در دانایی سرچشمه وجود ( هستی ) را کسب میکند . روان او در بسیاری از راههای دور بر گمراه و سرگردان است ، تکلیف ما که قطعه ای از راه صحیح بسوی دانایی حقیقی را پیموده ایم و یا از آن شنیده و دیده ایم ، این است که آدمیان دیگر را نیز بسوی این راه رجعت نهیم ، به راه درست اندیشیدن و درست عمل کردن .
م
الله


