توضيح:
مطالبي را كه در زير مطالعه ميفرمائيد همراه با مطلب برنامه هاي كونكفو توان و لحضه ها نيتيجه زحمات و برنامه صوتي يكي از راهدانان با ايمان و گمنام اين طريقت است كه بنا به در اختيار داشتن آنها لازم ديديم شما نيز فراخور دريافتهاي خود از آنها استفاده نمائيد . و در نتيجه دعايش را به راهدان و استوار و برتر منش طريقت جناب آقاي « ع-» كه هميشه براي آموختن به ديگر همراهان پيشتاز بوده و از خود گذشته بوده بفرمائيد.
همراهان عزيز در اين بخش مطالبي را از زبان خود كه خود را راهداني از راهدانان كونكفو توآن دانسته و بياناتي از راهبر كونكفو توآن ( كونگ فو توآ) كه نزول كرده تا به راهداني رسيده را به عرض مي رسانم:
ميدانيم كه بسياري از مطالب از فلسفه كونكفو توآن(كونگ فو توآ) و يا روان مطالبي پيچيده در آن يافت ميشود، اما آنها پيچيده نيست، ما همگي در مدرسة اين علوم قرار داريم....زماني كه فارغ التحصيل اين مدرسه شويم، آنگاه تمام ان را به عينه خواهيم ديد.
رموزاتي در علم كلام وجود دارد و اين رموزات توسط فارسي سره بيان ميشود. كلماتي كه بيان ميشود مفاهيمي دارد، و مفاهيم اين كلمات به 3 شكل يافت ميشود:
بيان مستقيم:
گاه كلمه اي به روشني بيان ميشود اما قسمتي از حروف آن جدا شده بعنوان مثال گفته ميشود.... متو، به معناي من و تو .... اين براي همراهان بهتر ملموس است تا كلماتي كه پيچيده تر بيان ميشود.
بيان ميم وارون:
بعنوان مثال ميتوان رزمي را نام برد كه به عبارتي مي رز است و مي رز آئي، ميرزائي، يارومه.... اين كلمه چگونه تغيير يافته؟ اگر به كلمه رزمي دقت كنيد دو (2) حرف از اول و دو (2) حرف از آخر آن جابجا شده و به مي رز تبديل گشته، اين روش را ميم وارون كردن كلام مي نامند.
بيان وارون:
روش سوم مثالي بر آن زده ميشود: گاه گفته ميشود: هايس به معناي سياه .... چگونه است كه اين كلام بدين شكل بيان ميگردد؟ اگر كلمه هايس را وارون كنيم كلمه سياه حاصل ميگردد.
اين سه روش يعني بيان مستقيم، بيان ميم وارون، بيان وارون سه (3) راه براي كشف اسرار كلام در كونكفو توآن
مي باشد.
اما همراهان گرامي مطلب كونكفو توآن تنها در غالب اين مشت و لگد ها و اين فلسفة بياني در رابطه با كونكفو توآن در رابطه با علمي فيزيكي نيست ...... پا را بايد فراتر گذاشت، كونكفوتوآن زندگي است،
كُون: جهان است، گنج است و اسراري در آن
كَفو: همچون كفة ترازو ميماند كه جهت ميزان از آن استفاده ميگردد اما در پس اين دو كلام توان مي آيد
توان: لازمة آن است كه شما مي آموزيد
جهت ايجاد عدالت توان لازم است و پس از ايجاد عدالت است كه بدان گنج كه در كُون قرار دارد دست خواهيد يافت.
................
ادامه اين مطلب شناخت پارسي سِره و ارتباط آن با علم كلام در كُنكفو توآن(كونگ فو توآ) است كه در ورزهاي آتي در اختيار شما همراهان قرار خواهد گرفت.
پارسی چیست؟!... در معنای اول پارسی بمعنای پارسائی است. و در معنای دوم پارسی آنجا است که با پا بدان رسی. اما انسان با پا به کجا میرسد؟! با پا انسان به پایان خواهد رسیدکه پایان بمعنای دو پاست... اما پایان چیست؟! پایان همان قیامت و قیمت و همان رستاخیز و رستخیز است . پس با پارسی میتوان به قیامت و قیمت دست یافت.
در معنای دیگر پارسی به معنای « پارة سی» میباشد...اما سی چیست؟! سی همان سیـمـرغ عــطار است که در نهایت یک مرغ گشت, سی همان سی جزء قرآن است که در نهایت یک قرآن است, سی همان سی روز ماه است که در نهایت یک ماه میگردد, در واقع نشان کسرت و رسیدن آن کسرت به وحدت است .
دوایری است از حروف که آن را که آن را خدمت همراهان ارائه خواهیم کرد ....در این دوایر حروف را از هم جدا کردهاند و 20 حرف از حروف در دایرهای که دایره «ه» نام دارد قرار دارد.... این پارسی همان پارة آن سی است .. اما سِره چیست که ما زِ آن سخن میگوئیم؟ ...سِره سه ره است و سه راه است: آن سه راه در ادیان بیان گشته....
آن سه راه در اسلام و دین محمد (ص) چنین آمده که «توحید» است و «نبوت» است و «معاد»
در دین زرتشت به «پندار نیک», «گفتار نیک», «رفتار نیک» بیان گشتهاند.
در دین عیسی به «پدر», «پسر» و «روح القدس» بیان شده.
و در دین موسی به «ده فرمان», «تورات» و «ساختن بیت المقدس» است.
در دین ابراهیم این سه راه «افتادن در منجنیق و یا گذشتن از آتش» دوم «ذبح اسماعیل» و سوم « ساختن خانه کعبه» است.
در دین نوح آن سه راه سه طبقه کشتی نوح است
در دین آدم آن سه راه «بشر», «انسان» و «آدم» است.
اما در پارسی سِره آن سه راه «ح», «ه» و«ی» میباشد.
این را میدانیم که این مطالب تا حدودی پیچیده به ذهن میرسد اما تمام اینها برای شما روشن خواهد شد مطالبی است در رابطه با موضوعاتی که در رابطه با یارومه بیان میشود.... سئوال میشود که یارومه از چه نامهای مختلفی دارد؟ گاهی تحت عنوان سربازی «فرمانده» نام ابراهیم میرزائی بخود میگیرد... گاهی بعنوان استادی، استاد و یارومه نامیده میشود.....گاهی دکتر یا پروفسور و در نهایت نامی به «م الله» خوانده میگردد.
اما او نامی زِ خود ندارد، آنان که نامی زِ خود دارند نا میم اند که میم اسرار است. برای دانستن میم مطالب زیادی بایست بیان گردد، اما کوتاه بیانی در این رابطه خواهیم گفت:
به شکل «م» توجه کنید...سئوال میشود که :
چرا عصای موسی به شکل «م» بود؟
چرا اسپرم به شکل «م» است؟
چرا چرخه یین و یانگ یا یمی به شکل «م» است؟
و .....
اینها همه اسرار در خود دارد
محمد چه کرد؟
او «م» را حمد کرد
ابراهیم چه کرد؟
او اب را راهی کرد به «میم»
پس آن میم چیست؟!
میم اسرار است در پارسی سِره....از این است که او را «م الله» میخوانند....
کلام معجزه نمیخواهد....کلام خود معجزه است....چرا که آخرین معجزه کلام الله شد...که آن را کلاً م الله میخوانیم.در رابطه با حروف بحث بسیار است ...حروف را به ترتیب میتوان بیان کرد اما، ما در اینجا مطالب مهمی را در رابطه با انواع حروف خدمت شما عرض میکنیم:
الف که اولین حرف از حروف الفبا میباشد... آن را آغاز میخوانیم...الف آغاز است... الف تنها حرفی است که خم نمیشود...آن در اول حروف میآید...معنای خدا همین است که خّدِ...آ... است... از خدا نمیتوان تعریفی ساخت، چرا که چرا که اگر بگوئیم موجودی است خارج از زمان و مکان به او موجودیتی دادهایم که در ذهن خودمان میگنجد ...پس از این است که تمام اجزاء بدن عجز و ناتوانند به دستیابی به خدا...اما زبان که کلام زِ آن میآید و زِ...بان.. نام دارد در این امر مالک است.
از این پس تمامی مطالب با علم کلام و با علم فارسی سِره بیان خواهد گشت آنگاه خواهید دید که همه چیز به راحتی به فهم همگان خواهد رسید.
الف گفته شد که آغاز است... اما «ی» چیست؟همان گونه که در آخر حروف میآید، پایان نام دارد...آنجا که «ی» هست، پایان است.
«میم» گفته شد که اسرار است و «لام» لا...میم است، آنجاست که «میم» در آن نیست.
اسرار «ه» در هسته است که هست «ه» میباشد...اما هسته را چگونه میتوان شکافت؟! باید زِ «دانه» گفت گه «دانه»، «دان» و «ه» است. دانه امر به دانستن است برای «ه»... چگونه میتوان «ه» را شناخت؟....دانه را چه میکند؟....
هسته چیست؟
هسته زِ «ه» آغاز و به «ه» ختم میشود.. چونان دایرهای را میماند که همواره دایره است.
بر«ه» برای دانستن هسته و دانه آنرا بیشتر میشکافیم...
دانه به دانه میرسد گر به کسرت بینهایت رود
دانهای را برای شما مثال میزنیم:
آن را بر خاک قرار میدهیم....دانه در خاک قرار میگیرد و «مچاله» میگردد...اگر همه مچاله شوند مچ اله، مچ الله، یدالله، که یدالله فوق ایدیهم است، خواهند شد. دانه مچاله میشود و خود را منهدم میکند...پس از انهدام دانه ریشه میزند که آن ریش «ه» نامیده میشود و ریش زخم است...ریشه به پائین میرود اما دانه را به بالا میبرد و زِخاک برون میکند..گر خاک را وارون کنیم کاخی ساخته میشود و از این دانه کنونی کاخی بنا خواهد شد. آن کاخ در آغاز جوانه نام دارد که آن جوان «ه» است...پس از جوانه تبدیل به ساقه میگردد که ساق «ه» نام دارد... پس از ساقه شاخه را مییابیم که شاخ «ه» نامیده میشود، به شاخه چه میروید؟ ...آن برگ است که به رگ زده میشود...آنگاه است که شکوفه را مییابیم ...که آن شکوه «ف» است...اما راز «ف» در چیست؟!..«ف» فراز است.. فراز بمعنی بالا است و چون فراز را میم وارون راز «ف: در ان است ...شکوفه همان گُل است و گِل...آن گِلی که کوزهگری بر آن نقش میزند....نقشی که بر آن گِل زده میشود گُل میشود و گُل چیزی را در خود پرورش میدهد که در اینده به میوه خواهد رسید... اما میوه چیست؟ میوه «می» و «ه» نام دارد ... میبینید که «ه» که همان هسته بود کنون دوباره به «ه» میرسد با چیزی اضافه بر آن که آن «می» است....«می» چیست؟«می» عصاره است...«می» و «ه» باقی میماند...........
ادامه دارد…

