تبليغاتX
کونگ فو توآ و همراهان با ایمان

کونگ فو توآ و همراهان با ایمان

کونگ فو توآ یک هنر رزمی ایرانیست که در خارج از ایران با مُعرفانِ خوب و بَدَش به پِرشین کونگ فو، یعنی کونگ فوی پارس، شناخته شده. وجه َتمایز این هنر از هنرهای رزمی دیگر، حرکات پُرتوانِ جسمانی، همراه با شُک های تکنیکی و رانشِ بازدَم است که چون اُجاقی وجود را شعله ور میکند و پس از فرو کش یا پایان تمرین، احساسی خوب و پاک به آدم میدهد که آدم از تلاشِ خود، خوشنود میشود. بِسان یک رقص قدرت میماند که بر پایه ی فرهنگ و آدابِ نژادِ آریایی از خاور تا باختر و از شمال تا جنوب ایران و فَراسوی مرزهای ایرانِ کنونی ریشه دارد. کونگ فو توآ شامل تکنیکها، ترکیبات، دورانها و پیچشهای بسیاریست که زیبا به نظر میرسند و یک چالش بزرگ برای کسانیست که در پی ورزشهای رزمی هستند یا پیِ خود شناسی میگردند. بهتر است که ما مشکلات و خواسته های شخصی خود را با آن مخلوط نکرده و درست آموزش دهیم کونگ فو توآ دَربَرگیرنده ی نرمشها، حرکات بدنساز، تکنیکهای دست و پا، حرکات موجی، تمرینات تنفسی، یوگا، نفوذ بر اجسام سخت، دفاع شخصی، مبارزات سُنتی آزاد و نیمه آزاد، تمرینهای انفرادی و تمرینهای گروهی است
در تمرین ها، سرعت، اِنعطاف، و هدف گیریِ توان در یک نقطه یا همان تمرکز گیری، شایانِ توجه است تا دست یازیده به مطلوب برسیم در کونگ فو توآ روی هَنایش یا اَثرِ تمرینات توجه ویژه ای میشود میوه و اَثری که انسان از این خود شناسی بر میگیرد از آنجایی که با انجام این تمرینها و کنکاش در فلسفه ی کونگ فو توآ انسان با چرخه ی هستی یین و یانگ در میاُفتد و چالش میجوید، پس در این دَرگیری، توانِ او نیز در هر گوشه ای از زوایای هستی بروز میکند بزبان ساده کونگ فو توآ هر گونه زشتی و نیکی را در انسان بیدار میکند و یک کارگر کونگ فو یا کونگ فو کار توانِ نهفته، پتانسیلِ هر کرداری را دارد، از پلید ترین تا پاک ترینِِ کردارها، درست بر خلاف آنچه که ما تصور میکنیم که با اجرای کونگ فو توآ همه چیز روبراه است و ما انسانهایی وارسته هستیم، برعکس، تازه اول بازی و کشتی گرفتن با پدیده ها و چگونه زیستن آغاز گشته، بدون بیدار شدنِ نیروهای نیک و بد، خودشناسی، مُیسر نمیشود، چرا که قوه ی شناخت، از طریق قیاس، کشمکش و توازنِ این دو نیرو بدست میآید و هدف کونگ فو توآ معرفت یا شناخت و خود شناسی است. پس نیروهای پلید را میتوان مقیاس شناخت خوبیها قرار داد و آموخت چنانچه از یک بی ادب میتوان درس ادب آموخت و رفتار بی ادبانه را تکرار نکرد. برای خود شناسی نظری به تاریخ مشترکمان در کونگ فو توآ بیافکنیم. در تاریخچه ی چند ساله ی ترازوی کونگ فو توآ میبینیم که کفه ی پلیدیها همیشه سنگین تر بوده و اثرات پلید بسیار بجای مانده، دقیقاً همین نکته نشانگر اینست که این راه، راه دشواریست و پیمایشِ آن، کار هر کسی نیست پس برای خودشناسی و سخت کوشی، راه خوبیست و نباید بخاطر زشتیهایی که در آن رخنه کرده، راه را نفرین کرد، بلکه باید در سویه ی خودشناسی در آن گام زد و اثر نیک بر جای گذاشت. سیستم تکنیکهای کونگ فو توآ از آناتوآ تا وایمابتو در حالتِ اُفقی طراحی شده اند، با زدن این تکنیکها، نیروی آزاد شده باعث شده که کارگران کونگ فو توآ یا کونگ فو کاران، دید و افکارشان در اُفق و حالاتِ تعصبی و فناتیک شکل گرفته، بطوریکه جای دیگر را نمیبینند. به سخن یارومه ابراهیم میرزایی توجه کنیم خورشید با تعصبی خاص، میلیاردها سال است که سر جایش مانده و نور میپراکند مهر و فروغش جاریست اما آدم خورشید نیست آدم وظایف دیگری دارد. حرکت آدم تغییر و تغییر یعنی امکان خود شناسی، ولی این تغییر نشان نداشتن ایمان یا نماد ناپایداردی نیست نشان اینست که انسان همواره از رادیکالِ هستی به هستی میرود و تغییر یا پیشرفت میکند انسان لایتغیر نیست و تغییر بخشی از بافت وجود انسان است که خود نیز در تغییر است. اکثر کسانیکه با واژه ها و فلسفه ی کونگ فو توآ آشنا میشوند، شروع به تقلید از سخنانِ یارومه ابراهیم میرزایی میکنند و دیگر از دل سخن نمیگویند این اشتباه است و شخصیتی مجازیست در صورتیکه گوهر وجود آدم اصالت است و بر پایه ی این اصالت آدم باید بیآموزد ولی خودش باشد نه کسی دیگر و شخص پرست و یا بُت پرست نشود، این اشتباهیست که اکثر ما کرده ایم و باید این اشتبا باید این اشتباه را به نسلهای آینده گفت تا به گمراهی نیافتند و شخصیت مقلد و مصرفی نشوند، بلکه بر پایه ای استوار با اتکا به خوبیهای فرهنگ پارسی زندگی کنند. یک شخصیت مجازی و خیالی از خود ساختن، خطراتی چون دوگانه شدن با خویش را به بار میآورد و در پی آن افسردگی و یا به جان دیگران افتادن، تکرار واژه ها، بدون آگاهی به مفهوم آن و بازی با کلمات، موجب بروزِشخصیتهای مصنوعی و دو گانه ی متعددی در جامعه ی کونگ فو توآ گشته و از اصل مطلب، یعنی پرورش تن و روان، به دور شده ایم. ما آدم ها گناهی نداریم، فقط ناآگاهیم که چنین میکنیم، گناهکارانیم اگر آگاه باشیم و هنوز چنین کنیم.
در تاریخچه ی کونگ فو توآ آثار افراد نیک کردار نیز دیده میشوند، که سر احترام به ذاتِ نیکِ این افرادِ وارسته خم میکنیم
کونگ فو توآ طریقت دانایی به انشاء یا آفرینش تن و روان در ابتدا در ارتشِ شاهنشاهی ایران، بنام کن فو کاراتو شالوده و اساس کارهای انسان آموزش و گسترش داده شد. در اوایل سالهای ۵۰ خورشیدی بصورت ورزشی مستقل در باشگاه های پهلوی، دیهیم و سپس تاج، باشگاه بانوان تاج یا دانشکده ی انشای تن و روان گسترش یافت. پس از انقلاب اسلامی و بسته شدنِ دانشکده ی انشاء تن و روان، مکان دانشکده ی انشای تن و روان یا باشگاه بانوانِ تاج، به مکان ورزشی حجاب تغییر نام یافت. کونگ فو توآ مانند همه ی هنرهای رزمیِ اصیل، هدفی وَرای نیروی بدنی دارد. در سالهای دهه ی۶۰ میلادی بروس لی، بنیانگزارِ هنر رزمی کونگ فو جیت کان دو، با بازیگری در فیلم های گوناگون و با شخصیت صمیمی و رفتار دلنشینش موجب شناسایی کونگ فو Gong Fu به جهانیان شد، موجی که وی بوجود آورد، باعث پایه گذاری صدها سبک مختلف کونگ فو در سطح گیتی شد، یارومه ابراهیم میرزایی که بنا به موج جامعه ی آن زمان در ایران، سبک کونگ فو توآ را بنیان نهادند، از بروس لی به عنوان نوری یاد میکنند که لحظه ای کوتاه بر جهان تابید و اثری نیک بجا گذاشت، هدف کونگ فو توآ نیز، اثر نیک است. بروس لی در سال ۱۹۴۰ میلادی بدنیا آمد و در سال ۱۹۷۳ میلادی در سن ۳۳ سالگی در گذشت، آرامگاه او در شهر سیاتِل، در شمال غربی آمریکا، نزدیک مرز کاناداست، یادش گرامی و روانش شاد باد.
آقای ابراهیم میرزایی در ارتش شاهنشاهی ایران، کاراته گوجوریو که سبکی اصیل در کاراته است را فرا گرفتند، بر این مبنا و پس از مسافرت مأموریتی ایشان از طرف ارتش شاهنشاهی ایران به تای ایران به تایوان و بر اساس تجربیات ایشان کونگ فو توآ تولد یافت. هنر رزمی کونگ فو توآ به کشورهای دیگر نیز برده شد وظیفه ی آنهایی که معرف کونگ فو توآ در خارج از ایران هستند این است که بار سفرشان را که بارِ درختِ زندگیشان است خوب حفظ کرده و به درستی ترویج دهند
از زمانیکه یارومه ابراهیم میرزایی، بنیانگزار هنر رزمی کونگ فو توآ در درگیریهایی پس از انقلاب اسلامی ایران به پایشان گلوله خورد، هنر رزمی کونگ فو توآ که ورزشی نسبتاً جوان بود از پیشرفت خود باز ایستاد، در طی تمام این سالها پس از بسته شدن سالن بانوان تاج، کونگ فو کاران با خون دل خوردن ها و کشیدن رنجهای بسیار نهال کونگ فو توآ را در ایران و در دیگر کشورها حفظ کرده، پرورش و تکامل داده و به جایی رساندند که امروز به گفته ی شهروندان کشورهای خارجی، این سبک سبکی ویژه و تک است.
نویسنده: همایون خوشگوی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:9  توسط سیروس مفید 

م

الله

مشکلات آدمی و راه حل آنها

در این جهان هستی در اصل هیچ مشکلی وجود ندارد . تنها مشکلی که انسان از آغاز پیدایش خلقت داشته بی اطاعتی ( نافرمانی ) اوست و نافرمانی او به خاطر نرسیدگی و متزلزل ( ناپایدار ) بودن دانایی او میباشد این بی اطاعتی که موجب نادانی بزرگ انسان شده و او را به هیولای تکبر و غرور مبتلا ساخته ، این تکبر و نفهمی منهدم کننده ، خود را همواره در طی توسعه و تکامل این دنیا بیشتر و بیشتر کرده و امروز نیز فهم ما را از جریان دنیا خاموش و زندگی ما را به خطری مخرب رهنمون میسازد .

در زندگی ای که ما بر روی زمین و در این جسم داریم ، زندگی ای که روح و دل ما را دور و بر دارد و از برای فکر کردن به آن ، روانی بزرگ به ما اعطا میشود ، مسئولیتی داریم ، برای این تن و برای همه اعمالی که مرتکب میشویم و هم چنین خطا های خودمان .

اغلب سخت است تا اشتباهاتی که ما مرتکب میشویم را به گردن بگیریم و بدان معترف شویم : اما اگر توانایی این کار را پیدا کردیم و به این قابلیت نائل شدیم آنوقت است که اشتباهات ما آموزگار ما شده و به ما تجربه زندگی می آموزد و ما را از تکرار خطاها و اشتباهات جدید مصون میدارند.

هر انسانی مرتکب خلاف میشود ، چرا که هر آدم بسان کودکیست در دانایی و فرزندیست در مدرسه جهان هستی و مدرسه الهی ، انسان باید اینرا ملتفت شود واز آن پس به سوی زندگانی درست و صمیمی هدایت گردد و ایت گردد و بگوشد که دانایی اش با کمک خوبیها و قدرتهای راستین و قدرتهای راستین و قدرتهای راستین که معـنای این جهان را به او می آموزانند و او را به شناخت هستی و انسان بودن و درجه انسانیت رهنما میشوند بیافزاید.

هر انسانی که در این جهان هستی وجود دارد بر راهیست ( در راهی قدم بر میدارد ) که نامش م الله و یا دانشکده انشا تن و روان و یا . . . . است . اسامی متعلق به زمانهای مختلفند که ما در آن زندگی میکنیم . انسانها هنوز نمی توانند دریابند که همگی در این راهند ، آنها بی اطلاع ناشنوا و نابینا هستند این تکلیف من و توست ، تا آنچه که ما شنیده و دیده ایم ( دریافته ایم ) آنها را نیز بینا شنوا و با اطلاع کنیم ( ودر جریان بگذاریم ) و هنگامیکه ما به آنها می آموزانیم ، بایستی آنها سعی به تواضع داشته و در پی یافتن داناییی باشند .

وقتی آدمیان این را را به نحو احسن اجرا کنند ، دیگر مشکلات و سختی های حل شده اند ، چرا که در دانایی کل ارزشهای معتبر موجودند که آدمی را به بزرگی های انسانیت رهنمون میشوند ، صداقت در فکر وعمل ، توجه و احترام ( نزاکت) به یکدیگر و به خلقت ، وفاداری ، بزرگ منشی ، خوش قلبی (نیکوکاری) ، ادب صمیمیت ، انسانیت و . . . ما نمی توانیم خود تصمیم بگیریم که آیا ما زندگیمان را برای این راه بدهیم یا ندهیم . در نظام هستی چنین در نظر گرفته شده ، که برا ی ما زندگی به این تن آمده شود ، چنانچه هستی به این تن داده میشود بدون تصمیم شخصی ما . ما تنها می توانیم سعی کنیم صالحانه زندگی کنیم و دانایی دریابیم.

قوانین اساسی برای یک زندگی صحیح را میتوانیم در کتابهای مقدس پیدا کنیم و البته نه تنها در آنجا ، ما آنها را در وجود شخصی خود میابیم ، وقتی به آنها دقیقا گوش فرا دهیم این قوانین قبل از خلقت بیرونی ( ظاهری ) به ما گوشزد می کنند ( هشدار میدهند ) قبل از اینکه ما با محدودیتهای خود و چشم های بیرونی خود بررسی کنیم . مسئله با اهمیت برای دریافت این است که ما بخواهیم آنها را تحت تسلط خود جمع آوری و نگهداری کنیم . این جهان بیرونی ( سطحی ) برای این منظور وجود دارد که از جهت آن ما فکر خود را به حد کمال رسانید کمال رسانیده (تکمیل کرده ) و با آفریدگا) و با آفریدگار خود آشنا شویم ،

در این ایستگاه زمینی که ما جزئی از آن را پشت سر گذاشته ایم و تنها قسمتی از آن را پیش روی ماست ، آدم ، هر آدمی بایستی که خود را عفو کند ، و به راه حلی که پیدا میکند و به مکانی که در این خلقت برای او قرار داده شده با وجود هر چیز که تا کنون آدم بدان موفق شده و هر چیز که قبلا برای او هیولا به نظر می آمده ، هنوز که هنوز است ، آدم یک کودک است که تازه آغاز میکند و برداشتن قدم های اول ، قدم های اول که دوران کودکی دانایی برای او مهیا میکند . البته لازم میباشد که انسان برای آنچه که تا به امروز به تکامل و توسعه آن موفق شده ، متقابلا احترام ابراز کند و قابل توجه است ( تاکید می شود ) : این احترام متقابل نه بیشتر باشد نه کمتر.

در حال حاضر انسان مشغول به نابود کردن دنیا و هستی خود میباشد . او به آخر( بن بست) دنیای خود رسیده . آدم راه اصل را ترک کرده ، راهی که در دانایی سرچشمه وجود ( هستی ) را کسب میکند . روان او در بسیاری از راههای دور بر گمراه و سرگردان است ، تکلیف ما که قطعه ای از راه صحیح بسوی دانایی حقیقی را پیموده ایم و یا از آن شنیده و دیده ایم ، این است که آدمیان دیگر را نیز بسوی این راه رجعت نهیم ، به راه درست اندیشیدن و درست عمل کردن .

م

الله

قلمی از همراهان ایرانی و آلمانی در سالهای گذشته

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 14:26  توسط همراه شاهین 

 

 الله اکبر دو چشم به اندازه  دو جهان است که از

 محدوده نگارش و انشای ناکثین خارج است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 14:18  توسط همراه شاهین