این متن از سایت دوست و همراه عزیزم زاهدان حیدر بالایی برگرفته شده است
http://www.kungfutoa-ms.ir/sitemap.html
محکوم نمودن ويژه نامه کژراهه
روز نامه جام جم در مورد بنيانگذار کونگ فو توآ
روز نامه جام جم در اسفند ماه 86 ويژه نامهاي تحت عنوان تاملي در عرفانها و شبه عرفانهاي دروغين چاپ نمود که در آن مطالبي در مورد بنيانگذار کونگ فو توآ بيان داشتند که در زير تصوير آن مقاله را مي توانيد ببينيد و با کليک کردن روي آن، تصوير را بزرگتر ديده و بخوانيد.

معمولا مردم انديشمندان و متفکران زمان خود را درک نميکنند، سالها بايد بگذرد تا به بزرگي و عظمت آنها پي ببرند. در طول تاريخ مي بينيم که گاها به اين بزرگان تهمت هايي مانند کفر و ... هم روا داشته اند، همچون ابوعلي سينا، گاليله و ...
متن قابل تامل زير مقاله دوست عزيم آقاي يوسف رامز ميباشد که در جواب ويژه نامه کژراهه و آن مقاله کذايي نوشتهاند.
"آقاي يوسف رامز يکي از راهدانان دلسوز و پر تلاش طريقت دانايي مي باشند."
بنام آنکه جان را فکرت آموخت
بنام خداوند عادل و بينا، بنام خداوندی که انسان را خلق کرد و به خود آفرين گفت و آن را خليفه خود بر روي زمين قرار داد.
چندی پیش ویژه نامه ای در روزنامه ی جام جم منتشر شد که اینجانب وظیفه ی خود دیدم که به عنوان جوينده حقیقت (نه به عنوان یک راهدان یا کونگ فو کار متعصب) چند خطی را به عنوان نقد آن مجله بیان کنم. در آن ویژه نامه که در اسفند ماه سال 86 منتشر شد ، به معرفی برخی از شیادان پرداخته شده و از برخی خرافات که در جامعه ی امروزی ما وجود دارد نام برده شده بود که این چیز تازه ای در جامعه ی ما نیست. در پی معرفی برخی از شیادان اعتراف آنها نیز بیان شده بود که خود موضوعی جالب میباشد. ولی در مورد مقاله ی پرفسور پیتزا فروش که به نظر ميرسد به عمد در اين مجموعه آورده شده بود تا رنگ آنها را به خود گيرد مسئله کمی تغییر کرده و به سوالات و شبهاتی برمی- خوریم که در زیر به آنها اشاره خواهم کرد. البته پیشاپیش از نویسنده ی آن مقاله تشکر می کنم که:
<<بسی ممنونم از دشمن که پیش دوست هرساعت
بدم می گوید و می آردم هر لحظه در یادش>>
نقدی در مورد چارچوب مقاله:
در تمام دنيا معمول است، مقاله ای که نوشته می شود نام نویسنده یا نماینده ی گروه تحقیقی به همراه منبع مورد استفاده ذکر شود. تا خواننده به مستند و معتبر بودن مقاله اعتماد کند خصوصا در مورد زندگينامه و افکار افراد خاص که مورد توجه مردم هستند که در اين مورد نمي توان فقط به بيان نقل قولها اکتفا نمود و يک طرفه به قاضي رفت که نه شرط عدالت است و نه جوانمردي، و اين نوع مقاله نويسي ارزشمند نخواهد بود.
<< عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت >>
در مقاله مذکور هيچ مدرکي ارائه نشده و در صورت وجود مدرک، منبع و ماخذ آن ذکر نگرديده است. از نویسنده ی مقاله بايد پرسيد:
شما که آنقدر برای یک برگ کاغذ ارزش قائلید و می گویید مدرکی دال بر پرفسور بودن آقای میرزایی نیست ، بفرماييد با چه سندی میگویید آقاي ابراهیم میرزایی ادعای پیامبری و امام زمان بودن کرده است؟ کدام سند ؟ کدام مدرک؟
شاید این القاب را مردم از روی عدم آگاهي و جهل به او نسبت داده اند. آیا سندی موجود است که ایشان این موضوع بيان را
کرده باشند؟ شاید دشمنان شخصی ایشان از روی کینه به دروغ چنین القابي را به ايشان نسبت دادند. آیا سخن چند نفر که شاید از مخالفان او بودند سند محکمی است؟ در حالي که با همين مخالفان او وقتي کمي بحث و گفتگو مي کني بغض ميکنند و جملگي به علم، سخنوري، قدرت و فيزيک بدني بالاي استاد خود اعتراف ميکنند و مي گويند اگر ايشان برگردنند ما باز هم پشت سر او خواهيم بود.
در مقاله آمده "بدلیل جثه کوچکي که داشته احساس حقارت ميکرده است و ...." که با گفته قبلي تناقض دارد که ذکر شده بود "... او از همان ابتدا که وارد ارتش شد، آموزش کاراته را از فردي که در آمريکا اين فنون رزمي را فرا گرفته بود آغاز کرد و در سال 1350 با موافقت ستاد نيروي زميني ارتش شاهنشاهي به چين رفت و پس از طي آموزشهاي رزمي و به دست آوردن نشان سنتي هفت پيکر و دکتراي افتخاري در مهارتهاي رزمي رشته کونگ فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به تايلند و امريکا با ارائه فيزيو لوژي انرژي انسان موفق به کسب عنوان پروفسوري مي شود....." آیا شخصی که دورههاي رزمي خاص را در کشورهاي مختلف گذرانده و نشانهاي مختلف آنها را بدست آورده و آموزش تکاوران (پادگان نوهد که مخفف نيروهاي ويژه هوابرد ميباشد) را به عهده گرفته مي تواند به دليل جثه کوچک احساس حقارت داشته باشد؟
در مورد فیلم یمی (یم می) شما خود بر اين باوريد که همراهان آقای میرزایی این فیلم را ساخته اند. پس باز هم شما از خود آقای میرزایی سندی ندارید. استناد اينکه آقای ابراهیم میرزایی دستور ساخت کشتی را به شخصی داده است چيست؟ آن هم در سال 71؟ از کجا معلوم که قصد تخریب آقای میرزایی نبوده است؟
راجع به اعلامیه های ضد حکومت صحبت کرده اید. چه مدرکی وجود دارد که ایشان دستور چنین کاری را داده اند؟ تازه بعضی از مطالب آن اعلامیه ها گفتههاي 30 سال پیش آقاي ميرزايي ميباشد که از آنها سوء استفاده شده است .بعيد نيست عدهاي بخواهند از نام و شهرت او سوء استفاده نموده و از محبوبيت او برای اهداف شیطانی خود استفاده کنند. چه مدرکی وجود دارد که آقاي ابراهیم میرزایی از آنها حمایت کرده است؟
در جاي ديگر مقاله ذکر شده "2 سال هيچ خبري از او نبود ومشخص شد وي در این مدت 2 سال به شغل چوپاني مشغول بوده است" من صحت و سقم اين موضوع را نميدانم ولي به فرض که چوپانی می کردند. آیا از نظر شما چوپانی کار زشتي می باشد؟ همه ميدانيم که چوپاني از شغل انبياء بوده و فکر و انديشه انسان در خلوت و انزوا پالايش يافته و به جوشش وتعالي دست پيدا مي کند نه در پشت ميز رياست و اداره.
باز هم ذکر شده "که ابراهیم میرزایی در سال 56 به ملارد کرج عزيمت و با تکميل ساختمان نيمه کاره خود، آنجا را به بيمارستان فيزيولوژي انساني تبديل و مبادرت به درمان بيماران نا علاج نموده و..." آيا ميشود بدون علم و آگاهي و تواناييهاي لازم بيماران ناعلاج را درمان نمود، اگر علم ايشان را زير سوال ببريم در پيش عوام کار ايشان به جز معجزه چه چيز ديگري ميتواند باشد و شايد برخورد عوامانه و عدم درک و باور تواناييهاي متافيزيکي ايشان باعث شده تا القابي همچون امام زماني و پيامبري به او نسبت دهند.
من نميدانم که شما از چه روي بدون انصاف و ناجوانمردانه در مورد ايشان قضاوت نموديد، ولي در هرصورت از شما سپاسگزارم که در مقاله خود خواسته يا ناخواسته به بعضي از سوالات همراهان در مورد آقاي ميرزايي پاسخ داده و شک آنها را به يقين تبديل نموديد از جمله بيمارستان فيزيولوژي انساني و درمان بيماران ناعلاج و دوره هايي که ايشان در کشورهاي مختلف گذرانده، زيرا چندي پيش نيز شخصي در مقاله خود ادعا ميکرد که ايشان اصلا از ايران خارج نشدهاند چه رسد دورهاي ديده باشند.
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد
من از شما مي خواهم که با انصاف و بدون غرض ورزي به اين موضوع فکر کنيم که کونگ فو توآيي که آقاي ميرزايي بنيان نهاده و در جهان شناخته شده هم اکنون چند صد هزار همراه دارد؟ چند صدهزار نفر را بسوی ورزش کشانده است؟ چند هزار نفر را از اعتیاد و تفریحات ناسالم دور نگه داشته و تحویل جامعه داده تا به کشور خود خدمت کنند؟ چند نفر افتخار آفرین در مسابقات مختلف جهانی پرورش داده است؟ چند بار باعث سرافرازی ورزش ایران در جهان شده است؟
در آخر از دوستان خواهشمندم که بدون شنیدن حرف هر دو طرف و ارائه ی سند و مدرک کسی را متهم نکنند. نه فقط آقای میرزایی ، بلکه هر انسان دیگری. چون قضاوت کار آسانی نیست. بنظر بنده نقد کردن ایشان و یا هر شخص دیگری یک امر طبیعی است. ولي شايسته نيست کسي را با گمان و بدون دليل و مستندات متهم بسازيم. چون تهمت و تخريب افراد از گناهان کبیره است.
هدف من از اين مقاله دفاع متعصبانه از آقاي ميرزايي نبوده بلکه بيان واقعيتها بوده آن هم از ميان نوشته هاي شما، بايد پذبرفت که برخی از شاگردانش او را مافوق انسان می دانند و بعضی از منتقدانش او را فردی شیاد، ولي به نظر من ايشان نيز يک انسان هستند مانند همه ما ولي نابغه، که داراي نبوغ خاصي مي باشند. من نميخواهم از ايشان تعريف نموده و عرض اندام نمايم زيرا که :
مادح خورشيد مداح خود است
مردم اگر خود با انصاف به قضاون بنشينند حقايق را آشکارا خواهند يافت و در عصر تکنولوژي و اطلاع رساني نمي توان حقايق را براي مدت طولاني پنهان ساخت .
در پايان براي همه مردم شريف ايران زمين در تمام نقاط اين کره خاکي آرزوي سلامتي و بهروزي دارم.
يوسف رامز