تبليغاتX
کونگ فو توآ و همراهان با ایمان

کونگ فو توآ و همراهان با ایمان

اي ايران اي مرز پرگهر           اي خاكت سرچشمه هنر

دور از تو انديشه بدان           پاينده ماني و جاودان

سـايت گوگل نام خليج فارس را به خليج عربي تغيير داده است.

با ارسال يك ميليون پيام به آدرس زير، سايت گوگل مجبور به برگرداندن نام خليج فارس خواهد شد.

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

پاينده باد خاك ايران ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 8:38  توسط حمید راهدان  | 

با سلام

از آنجا که تعداد بسیاری از کتب با ارزش و بعضا قدیمی کونگ فو توا در دسترس همگان نیست بر آن شدیم تا چون ژیشتر نیز این قول را به شما همراهان و همدلان پاک داده بودم قسمتی از این بلاک را به کتابخانه کونگ فو توا تخصیص داده و از مجموعه های باارزش کونگ فو توا در این قسمت استفاده گردد.

و از آنجا که دائره المعارف بزرگ کونگ فو توا کتاب عرفانی کاراته ذن کاراته به بازار سیاه راه یافته و عده ای سودجو از این موقعیت سوء استفاده میکنند بر آن شدیم تا ابتدا پس از تکمیل نمودن بخش کتاب پژوهش کتاب با ارزش کاراته ذن کاراته را در دستور کار خود قرار داده ایم.

دستان همراهان ساعی را جهت یاری و همفکری در این مهم به گرمی میفشاریم.

دوست و همراه کوچک شما

حمید راهدان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 15:27  توسط حمید راهدان  | 


«  محکوم نمودن مقاله کژراهه در مورد راهبر کونگ فو توآ»
  
محکوم نمودن مقاله کژراهه در مورد راهبر طریقت دانائی

1- محکوم است (کد:2258971)

2- محکوم نیست (کد:2258972)

شرکت در نظرسنجی:

برای شرکت در نظرسنجی، کد سبز رنگ مقابل گزينه مورد نظر را به شماره 30009324 (يا 3000webg) اس‌ام‌اس کنيد.
 
 
 
ویژه نامه کژراهه هرزنامه جام جم تحت عنوان عرفان های وشبه عرفانهای دروغین که در تاریخ 6/12/86         
 
 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 4:32  توسط حمید راهدان  | 

«« سر مکش تا مکشد سر به فلک فریادم »»

همرهی در خود نالید و همرهی گریست و در خود نشست و آن دیگر فریاد که بنیان از دل ساز میکند

با من باش و از ما بگو

دستت به دستم بسپار که سکوتت دیگر سیاهی را نخواهد شکافت و این فریاد من و تو است که بنیان کژراهیان را به باد خواهد سپرد

به جبر زمین و زمان و بنا به طاقت ایام صد روزی را از دیارم و یارانم به دور افتادم و از غیر و خیر و شر زمانه بی خبر

تا به دیدار آمدم چشم آشکبار و دل فسرده همرهان پاکتر از آینه به رنجم کشاند و پرس غم نادیده اش خواندم، مرا گفت از بی­ شرمی و ایام و از حراج قلم و شکستن قلمدان صداقت به کژراهه رفتن نویسندگانی خود فروخته به خیال اوهام پرست کژی و ناراستی ...

 تا به چند از خود افترا تراویدن و دروغ و نامردمی به خورد اندیشه ها دادن. چون خود به حماقت خویش آکهید مردم نیز به چنیین میپندارید... آیا نمی]دانید قضاوت این نادرستی ها را به داوری زمان میبرند و هنوز از آن نسل گذشته در میان مردمان هستند تا آنچه را که حقیقت کلام است بازگویند؟؟!!

آیا چون قیچی زمانه بدستانتان افتاده گمان میکنید ریشی هم گیر خواهید آورد تا هچلش کنید؟؟!  

کند

 

رستن از بندهای جهل و نادانی که بر تار و پود جانشان نشئه گشته راهکاری

 به راهبرد خیال واهی و وهم زده اوباش و راهزنان اندیشه از دریچه نگرش کوته آنان بر حقایق و واقعیت،  بندی است که رستن را بهانه چون و چرای رسیدن به منبع خیال آسوده و در عین پریشان اسپانسر زمانه  به مال اندوزی و دنیا طلبی

افسار گسیخته  خود طلب مینمایند.

هر روز دستآویز و دستگیری تا خیال خود آسوده نگاهند که نالیده و  نوشته اند.

که داستان سرایانند در بند اوهام خویشتنشان به پوچی نگاهشان

سودا و غم نان تا به چند؟!!

چونان کیسه زری میماند که والی ولایت بهتزده به دستان کثیف المنظر شاعر

 و مدیحه سرای دربار منحوص خود در برابر الارجیف بندی و مدح گوئیشان

 سرازیر میکند .

تا آنجا که نقش کشیدن را به ساختن میشمرند و تناقض کلامشان وجودشان

 را به زیر باز گرفته...

همچون مهره ناچیز سربازشطرنج میماند که بر صفحه سیاه و سفید زمانه بی

 بند و بار و وافر از تهمت و افترا، زیر دستان لرزان و مردد و بازمانده در خود بازیگر ناشی و ناتوانش به این سو و آن سو میجهد غافل از آنکه نقش آن د

ر این صفحه ملون بی رنگ لی لی کردن و خانه به خانه نشستن است و نادیده تر آنکه خصم زمانه یشتر از آن ماتشان کرده و این جهیدن چون جان کندن ماهی

 بر خاکستر است.

 

 

 

همراهان و دوستان گرامی از آنجایی که هرز نامه جام جم دست رسی به  ضمیمه

کژراه در صفحه خود محدود کرده و تعداد بسیاری از همراهان موفق به مشاهده

 این ننگ نامه بیزن مقدم که تا ابد بر پیشانی او خواهد ماند را نکرده اند همراهان

 شمااین تصور را آماده نموده که در پیش روی شما قرار دارد

همراهان هم پیمان منتظر دستان گرم شما هستیم  . . . 

ویژه نامه کژراهه هرزنامه جام جم تحت عنوان عرفان های وشبه عرفانهای دروغین که در تاریخ 6/12/86

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 1:51  توسط حمید راهدان  | 

بنام حق عهد آدم

 

با عرض سلام خدمت مردم ملت شریف ایران و بالاخص سردمداران ومربیان زحمتکش رشته های  ورزش و همچنین عرض احترام و ادب به کلیه دانشمندان و استادان فن وهنرمندان.  اینجانب یک مربی  در رشته ورزش علمی و رزمی کانگ فو توآ میباشم که 25 سال است درگام ورزش  و تعلیم و آموزش از هیچ کوششی دریغ نکرده ام ، و میخواهم نظر خود را راجب مقاله اخیر مجله جام جم و مدیر مسئول آقای   بی ژن مق دم اعلام کنم و به عنوان یک انسان چون حق بیان و رای و آزادی اندیشه دارم بی طرفانه و بی  تعصب سخن میگویم : در اینجا چند سئوال از  آقایان مسئول مجله راجب نوشته های مربوط به آقای دکترو پروفسورو سروان نیروهای رزم تن به تن استاد ، ابراهیم میرزایی دارم ، میخواهم بگویم که آیا شمایی که تا به حال با اعتقادات خود در این مملکت سالها زندگی کرده اید و خانواده ها تشکیل داده اید و با تربیت فرزندانتان نسل به نسل این فرهنگ  پر آشوب و بیدادگر را در ایران آریایی انتقال داده اید و کنون این فساد اخلاقی و جسمی وجنسی و بیماریهای مالیخولیایی و روحی و روانی را گسترش  داده اید آیا تا به حال کسی به مذهب و دین و اعتقادات  و تربیت فرزندانتان اعتراضی کرده است که شما به  یک انسان نیرومند و والا و زحمت کش که شب و روز برای جوانان مملکت خدمتگذاری میکرد و آنها را به  راه ورزش و انسانیت و خودشناسی و خداشناسی  دعوت میکرد اعتراضات بیجا و باطل میکنید ، حد اقلش  این بود که او همه را به راه توانا شدن و دانا شدن  دعوت میکرد و حتی مطلع هستید که در روزنامه  کیهان زمان قبل از انقلاب چاپ گردید که یک  پروفسور ایرانی برای اولین بار در لوس آنجلس آمریکا دانشکده انشاء تن وروان تاسیس نمودند و دکترها  و فلاسفه و دانشمندان آنجا فرمایشات و تز ایشان را تایید نموده و چندین مدرک دکترای افتخاری به ایشان اهدا نمودند آیا چشم و گوش شما کور و کر بود و ندیدید  و نشنیدید ، میگویند شیطان کرو کور و نادان است آیا  شما هم همینطور هستید ؟ و به راحتی حقایق را راجب ایشان کتمان میکنید و عکس ایشان را که حق  ندارید با آبروی کسی بازی کنید در مجله چاپ میکنید و  این سخنان پوچ ودروغین را راجب ایشان عنوان میکنید  و دیگر اینکه آیا شما که به فعالیت و کار بدنی از پدرانتان  و مذهبتان و پیامبران واقف هستید آیا به اندازه یک دقیقه مانند ایشان عرق ریخته اید و کار بدنی پی در  پی وطاقت فرسا به اندازه این مرد پر تلاش انجام داده  اید که با فرومایگی انتقاد میکنید ؟ و آیا باز هم کور و کر بودید و ندیدید که ایشان در همان فیلم " یم می"  نظامیها را با چه مشقاتی تعلیم میدادند و  چه زحماتی را متحمل میشدند این که دیگر در همان  فیلم بوضوح مشخص میباشد که میخواستند  مملکتی  با انسانهای نیرومند داشته باشد ، نه اینکه کنون از هر در این خانه خراب بوی اعتیاد و فساد و فحشاء بیرون  میزند ، این است افتخارات شما ؟ پس چطور نام مبارک " یم می " را بر زبان میاورید که نمیدانید اسرار این  کلام چیست. ، وآیا شما که این همه کتاب آسمانی قرآن را خوانده اید آیا به ذره ایی از اسرار این کتاب  وآیات غیب و کلمات مانند رمز  " الم " و غیره که ذکر شده آشنایی دارید؟ کدام یک از مجتهدان و روحانیون شما میتوانند این رموزات و اسرار کلمات را باز کنند که  تمام علوم آدم و عالم در آن است ، بله باید که  ایشان صاحب حکم کلام باشند که این اسرار را میدانند  ای کافران از خدا بیخبر ، و آیا شما آوا ها و سخنان ایشان را نشنیدید که با بیان موضوعات علمی و فلاسفی  و روحانی و ملکوتی این رموزات را بر انسانها باز میکنند  و به همه دانایی و آگاهی میدهند . در ثانی گیریم که ایشان ادعای امام زمانی کرده باشند یا هر چیزدیگر  آیا شما که هیچ علمی از این اسرار را نمیدانید بهتر  امام زمان را میشناسید یا ایشان وآیا شما در مقام  ادب یک انسان به امام زمان نزدیک تر هستید یا ایشان  و بالاخره آیا شما میدانید که چه موقع ایشان ظهور  میکنند و یا اینکه این آرزو را با خود به گور میبرید؟ و اینکه  آیا شما صحبتهای ایشان را که در رابطه با علوم زمین  و زمان در زمان فعالیتها و سخنرانیها دردانشکده و دانشگاه ها بیان میفرمودند گوش داده اید که با همه افراد بصورت انسانی و بدون جنگ و دوستانه بحث میکنند و سپس فرمایشات ایشان را قبول مینمایند و با  ایشان همراه میشوند ، و آیا شما که طاقت

شنیدن سخنان ایشان را ندارید و از ترس حقایق به  خود می پیچید و میلرزید و اصلا علم و هنر و اخلاق و ادب سرتان نمیشود ، چطور در مورد این  شخصیت اجتماعی و جهانی اینطور قضاوت میکنید و فقط میتوانم بگویم که هر انسانی در هر کجای این  کره زمین زمانی که به سخنان ایشان گوش فرا دهد مو  به اندامش راست میشود زیرا که جسارت و شهامت  و اعتبارو اطمینان و سلامت عقل و روح از سخنان گوهر بارشان بوضوح مشهود میباشدو حتی یک کودک را به اعماق اندیشه خود فرو برده و هدایت میکند و هزاران سئوال برای هر آدم عاقل و بالغ زن و مرد بوجود میاورد و خارج از تمام این حرفها آیا شما ندیدید که این مربی نیرومند به مملکت از چه آمادگی جسمانی  بر خوردار بودند و هستند که حرکات محیر العقول و اعجاب آوری را باتکنیکها و شکستن اجسام سخت  و پرشهای تکنیکی انجام میدادند و به اندازه 3 نفر آدم روی هم از زمین میپریدند که هر بیننده ای راجذب میکرد ، آنوقت شما تحقیر قد و قامت ایشان را میکنید ، ای بدبختها شما میتوانید آیا 30 سانت از روی زمین  بپرید ای شکم پرستان جنسیت گرا و مریض !! بله باید

که ایشان عجیب و غریب باشند شما فهم و درک این مسائل را ندارید به سازمان علم حق و عدالت  چه ربطی دارد که شما با آنها به ستیزه جویی بر  خواستید ؟ بخدا قسم که پیتزا فروختن هزاران بار بهتر  از مفت خوری وجیره خوارانی چون شماست و آیا  شما طاقت خوردن یکی ازآن ضربات و تکنیکهای  کانگ فو توآ را دارید و یا از ترس خوردن ضربه رنگتان میپرد  و نقش بر زمین میشوید ؟ و درآخربا ادعای تمام میگویم  که ای بد بختهای فرومایه و ضعیف و ترسو شما خود میدانید که کارتان تمام است یعنی که کار و عمر شیطان تمام است بروید و کاسه کوزه خود را جمع کنید و هر چه زودترفرار کنید که گیر ما نیفتید  که سرنوشت شومی در انتظار تک تکتان است و  مطمئن باشید که ما تا آخر این راه و مبارزه با هم و  در مقابل شما قرار داریم و شما نمیتوانید نفس بکشید  تا ما نخواهیم وبا تمامی این سخنان میدانم که شما  آدم بشو نیستید ودرزبان قیامت آمده است که شیطان در آخر زمان خود را به دست خود نابود میکند و شما نیز اینچنین خواهیدشد.....! 

با سپاس فراوان از کلیه هم نظران و منتقدان این راه برای مبارزه با این ملعون صفتان فی العرض.... 

پیروز خواهیم شد و پیروزی با ماست چون قانون ،

 قانون انسانهاست..... 

خداوند یارو یاورمومنان بادم . ع

 

  

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:49  توسط حمید راهدان  | 

نوروزتان بیدار و بهروز

همرهم، همدلم، هم آوای من

به جبر مدتی از مهر تو دور بودم و دلگیر

آمدم تا ادامه افکارم را با تو در میان بگذارم

تا دو روزی دیگر از نو خواهم نوشت.

مرامت را همرهم بنیاد کن و مرا همچون پیشتر

 یار باش و رهنما.

میم.

همراه کوچک تو

حمید راهدان

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 1:14  توسط حمید راهدان  |