بنام صاحب هستی
وبلاگ کونگ فو توآ و همراهان یکساله شد.
یک سال از آغاز خدمت به شما همراهان صادق و وفادار طریقت و صاحبش گذشت.
ما را دعا کنید بتوانیم سالهای آینده نیز لیاقت خدمت داشته باشیم.
به مناسبت یک سالگی وبلاگ کونگ فو توآ و همراهان با ایمان هدیهای ارزشمند برای شما داریم.
اولین سری آواهای م الله از همین اکنون در اختیار شما است..
فقط لازم است در خبرنامه عضو و آدرس ایمیل خود را بفرستید تا لینک دانلود و گوش فرار دادن به این آوای مقدس برایتان فراهم شود.
اولین قسمت :
سخنرانی در بین همراهان دانشکده انشاء تن و روان بین سالهای 1358 تا 1360 --- 1-1
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند
همراه عزیز
دوست گرامی
بازدید کننده محترم
امیدوارم حاتون خوب باشه و در سلامت کامل و شاد و آزاد همراه خانواده زندگی را بگذرونید.
شما متاهل هستید؟!!
فرزندی هم دارید؟!!!
تا الان پیش اومده از خانواده یا مخصوصا فرزندتون برای مدت کوتاهی ... مثلا فقط یک یا دو روز دور باشید.. وحتی امکان خبر داشتن از اونها را نداشته باشید
پیش اومده؟!!!
چه حال و اوضاعی داشتید؟!!
فرزندتون چی؟!!
بگذارید یه جور دیگه بگم
چند سالتونه؟!
زمانی که سن کمتری داشتید مثلاْ بین ۳ تا ۱۰ سال
آیا هیچ براتون پیش اومده تو اون سن کم که حتما بزرگترین تکیه گاهتون پدر یا مادر بوده از اونها دور بشید..
البته نه به جبر و زور فقط به خاطر یه مسافرت کوتاه یا اینکه برای گل و گشت اونها به جایی بروند ..
میدونید توی اون سن کم قبول کنید که اکثر کودکان بالاترین امیدشون پدر و مادرشون هستند ... حتی به جرات میگم گه توی اون سن حتی برای خیلی هاشون امید و بزرگترین تکیه گاهشون پدر و مادر و شاید خداوند بعد از اونها.
آیا همه اینو قبول دارید که برای هر کودکی زجر آورترین و سخت ترین ساعات عمرش دوری از پدر و یا مادرشه؟!
آیا اینو قبول دارید ؟!
یک لحضه به این فکر کنید اگر شما را برای مدتی مثلا ۱۰ یا ۱۳ سال از اونها دور میکردند ... نزدیک بودند ولی جبر اجازه نمیداد بوی اوها را استشمام کنیُ جبر اجازه نمیداد تو بغلشون بزنی و آرام بگیری .. و بالاخره این جبر لعنتی نمیخواست تو و احساس تو را درک کنه که چقدر به اونها نیاز داری و همینطور این رابطه در مورد اولیاء شما هم صدق میکنه ..
فقط یک جمله کوتاه دیگه
قضاوت و داوری با خود شما
محمد ابراهیمی را میشناسید؟!!!!
خود من هم خوب ایشون را نمیشناسم و خدا میدونه حتی تا الان نه دیدمشون و نه صداشون را شنیدم..
خدای من خودش میدونه من نه از طرف کسی مینویسم و نه برای کسی
خدای من خودش خوب میدونه جگرم میسوزه وقتی چشمای اشکبار نگار دختر کوچک محمد را را میبینم که از پدرش دورش کردن و ...
خدای من میدونه فقط به عنوان یک ایرانی ...یا بهتر بگم یک انسان من به جای آقا محمد توی بند بودم تا اون میتونست کنار دختر کوچک و خانواده اش می بود...
چی بگم ....
امید بستم به عالم دورن کز عالم برون آید...
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.
اگر مایل بودید برای درخواست آزادی محمد و شادی نگار عزیز میتونید روی لینک زیر
کلیک کنید و اون درخواست را امضاءکنید
شاید همین عمل کوچک (و به درون بزرگ) شما بزرگترین خواسته توان شما در شادلی دلی گوچک باشد.
نگار عزیزم فدای قطره قطره اشکاهایت
م
الله
با سلام
از آنجا که این بلاگ از ابتدا ارائه آنچه را که از کالبد کونگ فو توآ جدا شده و متاسفانه به طور اخص بدست فراموشی سپرده شده، را در اولویت خدمات خود به همراهان گرانقدر قرار داده از همین رو بر آنیم تا مطالب و اسناد را تا حد امکان اصل و بدون خدشه و کم و کاست در صفحات بگنجانیم
کتاب پر ارزش پژوهش را از چندی پیش برای اولین بار در این بلاگ قرار گرفت و چون مستر کتاب کپی و بدون کیفیت بود و نیز با عنایت و لطف همراه شاهین عزیز (آقا حمید) اسکن اصل کتاب را به دست ما رساندند و ما نیز این کتاب را در در اختیار شما میگذاریم .
امیدواریم بتوانید بهره لازم و مکفی را از این کتاب با ارزش ببرید.
این کتاب به همراه صفحات جلد 91 برگ (تصویر) میباشد که در گروه های 11 عددی در اختیار شما قرار میگیرد و به امید یاری صاحبش هر هفته قسمت جدید آن را در وبلاگ قرار میدهیم.
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.
|
| |
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.
وبلاگ پر کار و حقیقت جو و آزادی خواه
فیلتر شد
آیا جواب پیام آوران آزادی از میان رفتن و محو شدن است؟؟؟؟
اما سرخوش آنکه این وب پیام خود را در نوید آزادی به زودی ادامه خواهد داد




