تبليغاتX
کونگ فو توآ و همراهان با ایمان

کونگ فو توآ و همراهان با ایمان

 

م

الله

توجه                                                                   توجه

با سلام برای تمامی دوستان و همراهان ارجمند

به اطلاع میرسانیم که از  صفحات دختران و پسران تعدادی  باقی مانده که شامل ۲۵ صفحه دیگر میباشد..

لذا جهت انکه بعد از این مرحله مستندات دیگری از کونگ فو توآ را در اختیار شما بگذاریم لازم دانستیم نظر شما را هم بدانیم

لطفا  در قسمت نظرات انتخاب خود را بفرمائید ..هر بخش که دارای رای بیشتری بود آن را در صفحات وبلاگ در اختیار شما میگذاریم.

۱) اساسنامه کونگ فو توآ

۲) اساسنامه دانشکده انشاء تن و روان

۳) ترسیمات هندسی خطوط کونگ فو توآ

۴) بولتنها و جزوات قدیمی از کونگ فو توآ « مانند  بولتنهاي كونگ فو و آموزشهاي مصور در قطعهاي پوستر و....

 ۵) نگارينه هائي از و براي كونگ فو توآ

۶) نشريات و جرايد كونگ فو توآ

۷) مجموعه هاي عكسهاي ناياب از همراهان و يارومه

۸) کتابهای نایاب از کونگ فو توآ ... کارته ذن کاراته... کتاب پژوهش دانشکده ...رضا رمضانی و ....

منتظر دريافت نظرات شما خواهيم بود، همچنين اگر مطالب ديگري در نظر شما مي باشد بفرمائيد حتما تهيه و در اختيار شما قرار داده خواهد شد.

در برابر آن فقط ما را دعا كنيد...

به اميد آزادي محمد ابراهيمي و همه زندانيان در بند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 20:0  توسط حمید راهدان  | 

 

          

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 15:48  توسط حمید راهدان  | 

بهتر دیدم تمامی نظرات شما بازدید کنندگان عزیز را به طور مداوم در وبلاگ قرار دهم تا ضمن دسترسی ساده تر به این بخش با مشاهده نظرات همدیگر  دریچه کوچک دیگری باشد برای تبادل اندیشه.(به امید خدآ)

 

برای دیدن تمامی نظرات بروی  ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 14:13  توسط حمید راهدان  | 

 

5/64

5/64

4/63

4/63

3/62

3/62

2/61

2/61

1/60

1/60

 

در این قسمت با پایان یافتن بخشهای رموز کونگ فو و کونگ فو بیاموزیم  بخش آموزشهای دفاع شخصی را خدمت شما همراهان عزیز ارائه میدهیم.

 که جمعا تعداد  ۳۳ صفحه  ( قسمت)از این مجموعه باقی مانده.

 

10/68

10/69

8/68

9/68

8/67

8/67

66/7

7/66

65/6

65/6

15/74

15/74

14/73

14/73

13/72

13/72

12/71

12/71

11/70

11/70

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 9:16  توسط حمید راهدان  | 

علم كلام  يا  اسرار كلام

توضيح:

مطالبي را كه در زير مطالعه ميفرمائيد همراه با مطلب برنامه هاي كونكفو توان و لحضه ها نيتيجه زحمات و برنامه صوتي يكي از راهدانان با ايمان و گمنام اين طريقت است كه بنا به در اختيار داشتن آنها لازم ديديم شما نيز فراخور دريافتهاي خود از آنها استفاده نمائيد . و در نتيجه دعايش را به راهدان و استوار و برتر منش  طريقت جناب آقاي « ع ـ ک» كه هميشه براي آموختن به ديگر همراهان پيشتاز بوده و از خود گذشته بوده بفرمائيد.

 

 

همراهان عزيز در اين بخش مطالبي را از زبان خود كه خود را راهداني از راهدانان كونكفو توآن دانسته و بياناتي از راهبر كونكفو توآن ( كونگ فو توآ) كه نزول كرده تا به راهداني رسيده را به عرض مي رسانم:

ميدانيم كه بسياري از مطالب از فلسفه كونكفو توآن(كونگ فو توآ) و يا روان  مطالبي پيچيده در آن يافت ميشود، اما آنها پيچيده نيست، ما همگي در مدرسة اين علوم قرار داريم....زماني كه فارغ التحصيل اين مدرسه شويم، آنگاه تمام ان را به عينه خواهيم ديد.

رموزاتي در علم كلام وجود دارد و اين رموزات توسط فارسی سره بيان ميشود. كلماتي كه بيان ميشود مفاهيمي دارد، و مفاهيم اين كلمات به 3 شكل يافت ميشود:

بيان مستقيم:

 گاه كلمه اي به روشني بيان ميشود اما قسمتي از حروف آن جدا شده بعنوان مثال گفته ميشود.... متو،  به معناي من و تو .... اين براي همراهان بهتر ملموس است تا كلماتي كه پيچيده تر بيان ميشود.

بيان نيم وارون:

 بعنوان مثال ميتوان رزمي را نام برد كه به عبارتي مي رز است و مي رز آئي، ميرزائي، يارومه.... اين كلمه چگونه تغيير يافته؟ اگر به كلمه رزمي دقت كنيد دو (2) حرف از اول و دو (2) حرف از آخر آن جابجا شده و به مي رز تبديل گشته،(در کل به این معنا است که نیمی از کلمه را بدون تغییر و نیمی دیگر را وارون میکنیم) اين روش را نیم وارونكردن كلام مي نامند.

بيان وارون:

روش سوم مثالي بر آن زده ميشود: گاه گفته ميشود: هايس به معناي سياه .... چگونه است كه اين كلام بدين شكل بيان ميگردد؟ اگر كلمه هايس را وارون كنيم كلمه سياه حاصل ميگردد.

اين سه روش يعني بيان مستقيم، بيان نيم وارون، بيان وارون سه (3) راه براي كشف اسرار كلام در كونكفو توآن

 مي باشد.

اما همراهان گرامي مطلب كونكفو توآن تنها در غالب اين مشت و لگد ها و اين فلسفة بياني در رابطه با كونكفو توآن در رابطه با علمي فيزيكي نيست ...... پا را بايد فراتر گذاشت، كونكفوتوآن زندگي است،

 كُون: جهان است، گنج است و اسراري در آن

كَفو: همچون كفة ترازو ميماند كه جهت ميزان از آن استفاده ميگردد اما در پس اين دو كلام توان مي آيد

توان: لازمة آن است كه شما مي آموزيد

جهت ايجاد عدالت توان لازم است و پس از ايجاد عدالت است كه بدان گنج كه در كُون قرار دارد دست خواهيد يافت.

................

ادامه اين مطلب شناخت پارسي سِره و ارتباط آن با علم كلام در كُنكفو توآن(كونگ فو توآ) است كه در روزهاي آتي در اختيار شما همراهان قرار خواهد گرفت.

 

                                                                       .

                                                                       .

                                                                       .                             

                                                                       .

                                                                       .

                                                                        ادامه دارد.......

 

(جا دارد از بزرگواران و همراهان ارجمندی که اشکالات ما را همیشه با مهربانی یادآور میشوند سپاسگذاری کنم. از جمله همراه بزرگوار و باایمان آقا پرویز عزیز .. که بسیاری مرا آموخنه...)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:52  توسط حمید راهدان  | 

سلام

همانطور که میدانید چندی پیش این مطلب را خدمتتان ارائه نمودیم .. اما کامل نبود

اینک دوباره آن راروی صفحه میگذاریم ولی کامل آن را

امیوارم مورد استفاده شما همراهان گرامی قرار گیرد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــ

ــــ

ــ

برنامه های تمرین در کونکفو توان.... لحضه ها 

چنین بر فضای فیزیولوژی همراه در معبد انشاء بر شاگردی زمان و در اندیشه پاکی تن و به فرمان نهاد انسان و نقطه آغاز همراهان برنامه یکم چنین میباشد:

برنامه اول- بهداشت پاها و دستها به آماج روان کردن انرژی کیهان به درون بدن همراهان

برنامه دوم- پاک کردن گوشها و سوراخهای بینی و نای بر هفت تنفس طولی و آنگاه ماساژ دادن چشمها به صورت دورانی و محوری

برنامه سوم- بهداشت دهان و دندان و زدن آب بر صورت و ماساژ دادن با حوله از پائین به بالا، از چپ به راست و میان حرکتی به واگشت و به سوی بیداری سرآگاه

برنامه چهارم- ماساژ دادن دورانی و محوری اعضاءگردن بدن بر شمول دور گردن، دور کتفها، دور کمر، کشاله رانها، خط تقسیم دو پا، دور زانو و دور مچ پاها با حوله نمدار به جاندار

برنامه پنجم- مشت کردن دستها به طریقه کونگ فو توآ و چرخش دادن مچها به هفده باره(17) از سون دوران به راست و هفده باره به سون دوران به چپ و آنگاه به لختی کوفتن به نیت بیداری پوسته به اعضاء

برنامه ششم- بلند شدن روی پنجه پاها به هفده باره(17) و چرخش به چپ و راست و آنگاه مکثی به ذن در زمان و به سون توان همراه، دوباره چرخش و هفده باره(17) چرخش زانوها به چپ وراست ، هفده باره(17) فشار بر پاشنه و لبه خارجی پاها ، هفده باره (17)فشار بر لبه داخلی پاها به نیت توان دادن سون نیروها ، هفده باره(17) کوه کردن پنجه ها و بلند شدن به نقطه عقب پاشنه به آماج تعادل یابی به اراده همراه و آنگاه سر ریشه کردن مغز به جای پاها به زبر نیاز فشار عکس خون و مکث هفتاد(70) ثانیه ای با اراده و هفتاد (70)ثانیه به ذن و در این پیوندگاه به آغازگری حرکات و توجه به حیات پاها و دستها ، ملزم به دادن علامت به صورت به اضافه، ضربدر، موازی، مساوی،تقسیم، دورانی و نقطه یابی، براگشت توپک ثقل زمینی از مغز به نشیمنگاه در حول ستون فقرات و بیداری مدار الکتریکی و بر تنظیم کنترل اعصاب از صدوهفتادهزار (170000) نقاط انرژی آشکار و پنهان بدن همراه...

برنامه هفتم-  ورود به معبد انشاء و تمرکز به جهان درون به زبر برون و به آماج هفت(7) مایه بر دقیقه های از نشستگاه تا به خود...آ

*   لحضه ها

·        لحضه یکم...سکوت...

در اندیشه، اندیشه راهبر معبد انشاء بر تو ای همراه...

تو بزرگی بر ما و بر رازی از دیدنها و نهایتی از جهان بزرگ و توانی به نهایت اجزاء

پس بگرد ای آفتاب هستی بخش و تو ای همراه

بی چشم اما پر نگاه بر تاریکیها...

اینگاه ستون بدن عمود بر دو اثر از مغز و نشیمنگاه به ثقل بدن در رابطه با کهکشانها و آنگاه کنکاشی بر نهایت توجه در ابهات بدن

اعماء و احشاء و حواس و احساس و از بی نهایت فرامین سلولهای مغز تا به فرمان سلولی و ژنی که به خود...آ و نقاط خود...آ از توآ

- فرق سر، نشیمنگاه و روان به دوران و برخورد دو جهان

- فرق سر، چشم سوم یا نقطه بین ابروها و روان به دوران و برخورد دو جهان

- فرق سر، نقطه تنفسی و روان به دوران و برخورد دو جهان

- فرق سر، موجی به خط روان از ناف انسان و روان به دوران و برخورد دو جهان

- فرق سر، پنجه های پاها روان به دوران و برخورد هنجار انرژی از دو جهان

- پنجه های دستها از درک تبدیل بر عالم ممنوع و فرق سر و اجزاء به اجزاء

- فرق سر، سوی داغ و روان به دوران و اینبار خط روان و دانه دان و بدان چیست زمان لحضه و

  •         لحضه دوم ...........................  در کیست؟

  و بریدن تردید در اهمیت به جهان ارادی از فراگرد جهان برون و چندو چونی و ظهوری بر قضای

  •       لحضه سوم........

اعتراض و نبرد با توان به نادانی های زمان و توجه به تخم دانه چهرۀ پرتوان و گزینشی به دو جهان از این مکان و بر بی نهایت های چشم، دیدن به نادیدن و دوباره دیدن

- گوش به شنیدن و از نشنیدن و از دوباره شنیدن

- زبان به خوردن و نخوردن و دوباره خوردن.... و زبانی از دیدن و ندیدن و کپیدن و زدودن..

- ذست به برزیدن و ناتوان دیدن و دوباره در نوردیدن و عالم ممنوع را برجیدن

- قلب به تپیدن و نتپیدن و دوباره تپیدن

- نفس به کشیدن و نفس نکشیدن و دوباره کشیدن

به تب و تاب توان کیف رسیدن، انرژی نطفه را تا بی نهایت دیدن و از کف چشم و گوش و لب و زبان و دندان و تپش قلب و ذرات در خط روان و زانو که معنای آن در جهان همتی ز بر توان انسان و جهانی به سردترین و جهانی سوزان و به سوگند این دو جهان و نام آوران بر روان در دریافت و درک شایدی نباتات و نباتات و حیوانات بر ایمان نای فیلسوفان، دانشمندان، ابداع گران، کاشفین، هنرمندان، موسیقی دانان، دادگرایان و زبان پیامبران و عالمین ادیان، محققان، ماده گرایان پر درک و بر درک عالم جهات، کرات و فلزات به جنگلها به آبها، به خاکها و آتش در دانشکده اوفانزای بیماریهای درون به برون و پیونددانان، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماعات بر تجسم زیست حیات تا پایان و تابستان، پائیز و زمستان و پایان بهار اول ورزشکاران در رتبه پایگاه جسم تا تفکر روان کتاب خوانان، زیباپرستان و مهرآفرینان با پیوند راهدانان در آن، دهقانان و کارگران و در فلسفه زمان و بر نهالان انشاء پزشکی در سون آدمیان و زبر فروزان به روز علوم از فیزیکدانان، ریاضیدانان، شیمیگرایان، روانشناسان و پر دانان فیزیولوژی انرژی کیهان و بر درک زبان روان و آنگاه بهار دوم بهاری از شکوفائی آخرین کنکاش از نبرد انسان با انسان تا به واگشتی از سلسلۀ نطفه ها و برخورد اندیشۀ همگنان جهان و حد پایان بینهایت های آن بر حکم کشف راز مجهولات کیهان و نوزادی از مادران و زِ مادر روان و تنی به انـشاء انسان از نقش جهان و جهانی بر خاصیت تحرک و بی آرامـی از این دنیای سکوت به تفکر، اعتـراض به زایـش و میـرش، گشت و واگشـت و دادسـتانی از برگشت سپهر، برگشتی تا فرمانی به سرنهشت و پادنهشت و هماهشت و به خود آئی، گر بخودآئی به :

·        چهارمین لحضه

 اندازۀ همراهی .......

درک جهان بزرگ از خورشیدها و ستارگان سرد، پنهان به اسرار رموز فیزیک بر هنجار ترکیبات تا بر حداقل جرم و حداکثر سرعت که شاهدان به درک اثر سوزنی به زیست میلیاردها جان به جهان نیمه جان و در بینهایت روان و این کلیدی است از منگاه توآ.....به خود....آ.......بخودآ

من اگاه......من.......من......من

 ورود به:

·        لحضه پنجم:

كتاب كونگ فو توا پر خط و سياه به روية سرخ چون خون خوانا، سرخ دانا، شال سرخ توانا و شال سرخ به روان انسانها كه در كيست؟و موجي است از سرخ و سياه و به لحضه است بي برخورد ولي با تو همراه و تمركزي است به انشاء از بينهايت ها و تنيست و جهانيست، دانشكده ايست، معبديست، نكته ايست، همراهيست، نقطه ايست بر زبر نشست بي دو پا و پروازياست به دورها، آن سوها، از كجا ؟......همين جا......بخودآ......آ

من آگاه.....من.....من

تا به:

·         لحضه ششم:

بي زمان.......

              خلعي در نهايت توان.......

                                           سرد و جوشان.......  

                                                                 و به حداقل طول خون سرخ روان.......

·        بي بيان

·        بي نگاه

·        بي حركت

·        بي جا و مكان  

·        بي جرم

 

دور و نزديك به همگان و در سكوت زمان به ذره اي تكان ، اين جهان منست، منست در منست روان

من با دوچشم به اندازه دو جهان مي بينمش

اي انسان 

در نهايت تا بي نهايت طوفان، ناگهان به من مي گويد :

بخوان

جمود نمود بي رنگ سوگند تصوير پر رنگ را در ربود..... هر رنگ زاده مي كند و مجموعه سرعت عالم را در نيستي تفقد و هستي بيرنگ ديدم و مختصر تحركي آشكار تا فرض بي نهايت به دريافت و درك در خود مي پرورانم و همه ارتعاشات و امواج را در مقابله او ميكنم و در شكوه پير هستي تكاملي از جهان پنهان با سلسله زمان به جهان آشكار مي ريزد.

كيست انسان؟................................................................ منست روان  

·        لحضه هفتم:

رستاخيز.....

                به سرخيز........

                           به جاخيز.......

                                     به پاخيز.......                                         

                                              به خم خيز.......

                                                           به دورخيز.......

                                                                      به زر خيز.......

                                                                                                              و.......

زر انرژي جهاني است و زر تن خيزيست و به چهر فوق حاصل خيزيست و به زير روا نيست

تن پايگاه تفكر و خاصيت جذب و درك آن در اسرار هندسي و توليد انرژي و لمس امواج در آزمايشگاه عظيم بدن انسان است ......

فرهنگستان تن متكي بر هفتاد و سه هزار «73000» تكنيك، تركيب و عكس العمل سازي و خاصيت هاي موجي به خود و كرات و در مجموعه حركات تا مرز توان سازي نيروهاي فيزيكي و فيزيولوژي تن، كه تن مملو از انرژي است.

همراه: در در كشف اين دنياي ناشناخته و به سوگند شال سرخ راهبر معبد انشاء و به پرتوان راز توپك زمينيان و كهكشانهاي آسمان و پرواز به سويه ذرات پنهان جنبش نموده اي به تصوير راز سيمرغ راهدان و ستاره پرتجربه جهان همراهان به بازوان و مشت گره خورده...... زمان ار طريقت دانايان.....با توان و يك اصل، انسان از تن به مايه روان .....

.......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 13:54  توسط حمید راهدان  | 

معبد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 12:29  توسط حمید راهدان  | 

 راهدان بهفر  راهدان شهرام بهفر راهدان بهفر

                    راهدان شهرام بهفر                    راهدان شهرام بهفر و آنوشكاا لانگنز                                     راهدان شهرام بهفر

راهدان بهفر ، راهبان خوشگوي

                                                      راهبان همايون خوشگوي، راهدان شهرام بهفر

راهدانان،ناتاشا، آنوشكا، شهرام و راهبان همايون خوشگوي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 12:26  توسط حمید راهدان  | 

(اختلاف بایددر نطفه ازبین برود)

درمکتب و طریقت کونگ فوتوآ ما به هماهنگی تن وروان به منظورخودسازی و ازبین بردن یک تضاد بی اسا س می کوشیم تاجایی که به زبان این مکتب پی سازی می کنیم ، درسردرمعابد کونگ فوتوآ این شعار سوسو می زند « بنای یک انسان ازبسیاری جهات شبیه ساختن یک معبد یا بنیان یک شهراست.» درمکتب کونگ فوتوآ انسان ارج فراوان دارد، گیرندگی بدون فریبندگی، آموزندگی با پرمایگی وانگیزندگی برای فکرخلاق دارد تاجایی که گوئیم ( گربه خودآیی به خدایی رسی به خودآ) کونگ فوبا آرمان سازی به اندیشه می رود و با دادرسی درجهان تن و روان شوق انسان را برمی انگیزد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:16  توسط حمید راهدان  | 

هدف وحدت عقلانی درنظم آفرینش است به وحدت انسانی

اجزای جهان بایکدیگر هماهنگی دارد و این امر باعث می شودکه جهان دارای روح دوستی گردد و اجزای آن جز به دست خود از هم نپاشد، لذا موضوع انسان که خودشاهکار خلقت است اجزای او را تن و روان تشکیل می دهد و باپیروی از اصول خلقت می باید درامرهماهنگ سازی خویش بکوشد و اگربه غیرازاین باشد جنگ به انسان رومی کند واین جنگ نامتعادل بشراست که خود از یک تضاد روحی وبدنی ناشی میگردد و این مسئله زمانی به اوج میرسد که یک ودوئی واز دوئی به میلیونها و بالاخره باعث جنگ نسلها میگردد موضوع مهمترآن است که اختلاف باید درنطفه ازبین برود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:15  توسط حمید راهدان  | 

                        

پیام آزادی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 15:17  توسط حمید راهدان  |