م
الله
مشکلات آدمی و راه حل آنها
در این جهان هستی در اصل هیچ مشکلی وجود ندارد . تنها مشکلی که انسان از آغاز پیدایش خلقت داشته بی اطاعتی ( نافرمانی ) اوست و نافرمانی او به خاطر نرسیدگی و متزلزل ( ناپایدار ) بودن دانایی او میباشد این بی اطاعتی که موجب نادانی بزرگ انسان شده و او را به هیولای تکبر و غرور مبتلا ساخته ، این تکبر و نفهمی منهدم کننده ، خود را همواره در طی توسعه و تکامل این دنیا بیشتر و بیشتر کرده و امروز نیز فهم ما را از جریان دنیا خاموش و زندگی ما را به خطری مخرب رهنمون میسازد .
در زندگی ای که ما بر روی زمین و در این جسم داریم ، زندگی ای که روح و دل ما را دور و بر دارد و از برای فکر کردن به آن ، روانی بزرگ به ما اعطا میشود ، مسئولیتی داریم ، برای این تن و برای همه اعمالی که مرتکب میشویم و هم چنین خطا های خودمان .
اغلب سخت است تا اشتباهاتی که ما مرتکب میشویم را به گردن بگیریم و بدان معترف شویم : اما اگر توانایی این کار را پیدا کردیم و به این قابلیت نائل شدیم آنوقت است که اشتباهات ما آموزگار ما شده و به ما تجربه زندگی می آموزد و ما را از تکرار خطاها و اشتباهات جدید مصون میدارند.
هر انسانی مرتکب خلاف میشود ، چرا که هر آدم بسان کودکیست در دانایی و فرزندیست در مدرسه جهان هستی و مدرسه الهی ، انسان باید اینرا ملتفت شود واز آن پس به سوی زندگانی درست و صمیمی هدایت گردد و بگوشد که دانایی اش با کمک خوبیها و قدرتهای راستین که معـنای این جهان را به او می آموزانند و او را به شناخت هستی و انسان بودن و درجه انسانیت رهنما میشوند بیافزاید.
هر انسانی که در این جهان هستی وجود دارد بر راهیست ( در راهی قدم بر میدارد ) که نامش م الله و یا دانشکده انشا تن و روان و یا . . . . است . اسامی متعلق به زمانهای مختلفند که ما در آن زندگی میکنیم . انسانها هنوز نمی توانند دریابند که همگی در این راهند ، آنها بی اطلاع ناشنوا و نابینا هستند این تکلیف من و توست ، تا آنچه که ما شنیده و دیده ایم ( دریافته ایم ) آنها را نیز بینا شنوا و با اطلاع کنیم ( ودر جریان بگذاریم ) و هنگامیکه ما به آنها می آموزانیم ، بایستی آنها سعی به تواضع داشته و در پی یافتن داناییی باشند .
وقتی آدمیان این را را به نحو احسن اجرا کنند ، دیگر مشکلات و سختی های حل شده اند ، چرا که در دانایی کل ارزشهای معتبر موجودند که آدمی را به بزرگی های انسانیت رهنمون میشوند ، صداقت در فکر وعمل ، توجه و احترام ( نزاکت) به یکدیگر و به خلقت ، وفاداری ، بزرگ منشی ، خوش قلبی (نیکوکاری) ، ادب صمیمیت ، انسانیت و . . . ما نمی توانیم خود تصمیم بگیریم که آیا ما زندگیمان را برای این راه بدهیم یا ندهیم . در نظام هستی چنین در نظر گرفته شده ، که برا ی ما زندگی به این تن آمده شود ، چنانچه هستی به این تن داده میشود بدون تصمیم شخصی ما . ما تنها می توانیم سعی کنیم صالحانه زندگی کنیم و دانایی دریابیم.
قوانین اساسی برای یک زندگی صحیح را میتوانیم در کتابهای مقدس پیدا کنیم و البته نه تنها در آنجا ، ما آنها را در وجود شخصی خود میابیم ، وقتی به آنها دقیقا گوش فرا دهیم این قوانین قبل از خلقت بیرونی ( ظاهری ) به ما گوشزد می کنند ( هشدار میدهند ) قبل از اینکه ما با محدودیتهای خود و چشم های بیرونی خود بررسی کنیم . مسئله با اهمیت برای دریافت این است که ما بخواهیم آنها را تحت تسلط خود جمع آوری و نگهداری کنیم . این جهان بیرونی ( سطحی ) برای این منظور وجود دارد که از جهت آن ما فکر خود را به حد کمال رسانیده (تکمیل کرده ) و با آفریدگار خود آشنا شویم ،
در این ایستگاه زمینی که ما جزئی از آن را پشت سر گذاشته ایم و تنها قسمتی از آن را پیش روی ماست ، آدم ، هر آدمی بایستی که خود را عفو کند ، و به راه حلی که پیدا میکند و به مکانی که در این خلقت برای او قرار داده شده با وجود هر چیز که تا کنون آدم بدان موفق شده و هر چیز که قبلا برای او هیولا به نظر می آمده ، هنوز که هنوز است ، آدم یک کودک است که تازه آغاز میکند و برداشتن قدم های اول ، قدم های اول که دوران کودکی دانایی برای او مهیا میکند . البته لازم میباشد که انسان برای آنچه که تا به امروز به تکامل و توسعه آن موفق شده ، متقابلا احترام ابراز کند و قابل توجه است ( تاکید می شود ) : این احترام متقابل نه بیشتر باشد نه کمتر.
در حال حاضر انسان مشغول به نابود کردن دنیا و هستی خود میباشد . او به آخر( بن بست) دنیای خود رسیده . آدم راه اصل را ترک کرده ، راهی که در دانایی سرچشمه وجود ( هستی ) را کسب میکند . روان او در بسیاری از راههای دور بر گمراه و سرگردان است ، تکلیف ما که قطعه ای از راه صحیح بسوی دانایی حقیقی را پیموده ایم و یا از آن شنیده و دیده ایم ، این است که آدمیان دیگر را نیز بسوی این راه رجعت نهیم ، به راه درست اندیشیدن و درست عمل کردن .
م
الله
الله اکبر دو چشم به اندازه دو جهان است که از
محدوده نگارش و انشای ناکثین خارج است
از همه شما بزرگواران به خاطر تنها نگذاردن این صفحه بسیار خشنودم
تا مدتی امکان دسترسی به اینترنت را نخواهم داشت .
اما همراهان عزیزی چون راهدان شاهین همچنان استوار و برقرار برایتان از روز مینویسند.
قلم شیرین و پر محتوایش را میستایم.
این تغییرات نیز از گوشی همراهم امکان پذیر شد.
به امید دیداری دیگر
همراه کوچک شما
حمید راهدام
رها میشد ملتم
این روزها ، فرار
گرداب تنهاییست
این روزها ، زندان
صدای آشناییست
این روزها ، قاضی
مرا میخواند
نه
خدا را نمی گویم
دغل قاضی بیدادگاه را
این روزها ، زندان
شعری
با مردان آشناییست
از محمد تا سعید شاید هم ترور
این روزها ، پشت گوش دیدی
خنجر راهم دیدی
این روزها ، روز حکمرانان نامرئیست
قاضی ، دغل قاضی بیدادگاه
در انتظار خواندن حکم
اعتبارم را تهدید میکند
اما کور خوانده
من
اعتبارفروش نیستم
این روزها ، حکم
تیریست که در تاریکی محض
می گذرد از سر
تیری از چله کمان قاضی بی سر
گویی از من خون گدائی میکند
گوئی مجبورم
دست ها به میله فولادی زندان برسانم
تا رهایی یابم
این روزها ، زندان آزادی است
این روزها ، آزادی زندانی است
این روزها ، مرگ کیمیاست
و
زندگی اجبار است
همه میترسند
از قدرت خویش
از ایمان خویش
مبادا که رود به تاراج
من میترسم
از لحظه چوبه اعدام
که مبادا
پاهایم بلرزند
که مبادا بهراسم
کاش میشد
حکم اعدام داشت
آنگاه نبرد میکردم
و دژخیم را میکشتم
و
رها میشد ملتم
به نام دادار هستی بخش
با درود خدمت شما همراهان گرامی
با توجه به تحرکات اخیر عوامل نیروهای فشار در صحنه های مختلف و رویکر تخریب آلترناتیوها وبی نتیجه ماندن این گونه حرکاتهای ضد انسانی روی به درگیری فیزیکی با یکی از بهترین اقشار جامعه آورده اند ، در تاریخ 10/2/1387 نیروهای فشار با همراهانی که از ساعت 6 صبح در حال تمرین بودند به توهین و فحاشی به آنان می پردازند می پردازند که این عزیزان با صبوری به پاسخ و توجیح ایشان بر می آیند که پس از چند لحضه عوامل بسیج که کاملا مسلح بودند به ضرب وشتم همراهان با چوب و اسپری فلفل می پردازند که در همین حین نیروی انتظامی وارد جریان می شود و تمامی همراهان که 15 نفر بودند را دستگیر میکند و با بی احترامی در مقابل همه مردمی که آنجا اجتماع کرده بودند به همراهانمان دستبند میزنند و این عزیزان را تحویل بسیج میدهند و بسیج نیز آنها را به مقرر خود منتقل کرده و در آنجا مجددا مورد ضرب و شتم قرار میدهند که با بی احترامی به راه و . . . همراه بوده است که در ساعت 9:30 دقیقه تحویل نیروی انتظامی شده و در کلانتری 12 نفر از همراهان آزاد شده و 3 نفر از همراهان را به دادگاه منتقل میکنند که در نهایت ساعت 2:45 دادگاه شعبه 4 مجتمع قضائی بعثت همراهان ما را بی گناه شناخته و از آنان تعهد گرفته اند که دیگر در پارک بعثت به تمرین نپردازند . همراهان با مطرح کردن موضوع در دادگاه که مورد بی احترامی و ضرب و شتم قرار گرفته اند از آقایان بسیجی و نیروی انتظامی شکایت میکنند که تعدادی از همراهان را به پزشکی قانونی جهت تایید جراهات ارجاع میدهند که با تحقیق نیروی انتظامی نیز آگاه میشود که این عزیزان زمین مخروبه ای که در گوشه ای از پارک را قرار داشته خود آماده کرده اند و با هماهنگی شهرداری منطقه به تمرینات می پرداخته اند که نامه سازمان فرهنگی هنری شهرداری در پرونده موجود میباشد ، که درنهایت امروز با خبر شدیم که جمعی با تهددید خانوادهای این عزیزان آنها را از ادامه پیگیری پرونده باز داشته اند و امروز 14/2/1387 همراه کوروش مقدمی را بازداشت نموده اند و تا کنون نیز هیچ خبری از مکان بازداشت این همراه در دست نیست قابل ذکر میباشد که این عزیزان هیچ گونه وابستگی سیاسی به هیچ یک از گروهای سیاسی ندارند .
به امید آزادی همراه عزیزمان
پسورد: www.kungfutao.blogfa.com
پیروز باشید
از قرار دادن پاسخ همراهان ما در این صفحه خوداری میکند و فقط جوابهایی را که باب میل گردانندگان سایت است را قرار میدهد..
این از بابت اصول حرفه ای وبلاگ نویسی و اصولا خبررسانی بزرگترین تپق و خیانت به فهم خوانندگان و مردم است.
از همراهانی که جوابیه ایشان در این سایت قرار نگرفته خواهش میکنم پاسخ های خود را در قسمت نظرات این بلاگ قرار دهین تا لااقل پاسخی باشد به اینهمه سانسور و توهین به فهم و درک انسانها:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاسخ همراهان:
پاسخ دوم (که هنوز در این سایت قرار نگرفته):
۱- اگر واقعا هدف شما اطلاع رسانی است چرا تا کنون تنها من 3با برایتان جواب فرستادم ولی آن را در این صفحه قرار نمیدهید؟؟!!
آیا فقط باید نظرات موافق خود را بگذارید...
نکند شما وابسته به جایی هستید؟؟!!
میدانم که همراهان دیگر کونگ فو توا نیز نظرات بساری برای شما فرستاده اند ام آیا این دموکراسی که از آن دم میزنید همین است ؟؟
آیا با این همه دروغ و افترا و وارانه گوئی میتوان چنین برداشت نمود که آنان را که شما از آنها مجد میگوئید و بادمجان دور قابشان میچینید هم وارانه مینویسید؟! درست برعکس آن چیزی که هستند؟؟!!!!!!!!
لابد چنین است
۲-
| سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ساعت: 12:11 | توسط:بالایی | ||||
| ضمن عرض سلام خدمت همه جويندگان حقيقت و طريقت دانايي آقا مهدي(رزمي کار يزدي)،هم وطن عزيزم شما تصور بفرماييد ما به گوشةاي بخزيم و فقط مشت و لگد بزنيم و نفهميم که در اطرافمان چه ميگذرد،آخرش چه ميشود .... من نميخواهم در مورد فلسفه کونگ فو توآ بنويسم ولي آنقدر بگويم که کونگ فو تو آ فقط يک ورزش يا هنر رزمي نيست و.... قدردان دوستان زحمتکش خود باشيم که بدون چشم داشتي اندوختهها و دسترنجهاي خود را در اختيار ما ميگذارند... | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
۳-
| سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ساعت: 21:15 | توسط:سعید | ||||
بنام خالق هستی بخش![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() به خدا در حق اقای میرزای ظلم شده همه کشور ها دنبال این هستند که چنین استعداد هایی را به وجود اورند و به وجود ان افتخار می کنند اما حیف ... | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
| سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ساعت: 21:25 | توسط:سعید | ||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() این ها که که این سخن خا را که می نویسند فقط خودشان را خراب می کنند امروزه همه انسان ها اگاه اند و فریب افکار شیطانی هیچ کس را نمی خورند و اینجاست که عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد و هدا همیشه بندگان صالح اش را فراموش نمی کند. در پایان خطاب به سر دبیران روزنامه ها این قدر خودتان را کوچک نکنید که از وجود ایشان کم نمی شود | |||||
| چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 ساعت: 13:3 | توسط:راهدان | ||||
| به قول راهبر جان ما در خود گم گشته ایم و آرام و شما خشمگین و مائیوس . در ضمن آقا مهدی کونگ فو لگد پروندن و مشت پرتاب کردن نیست کانگ فو راز دانایی است و در اوج قدرت آشتی است | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
این متن از سایت دوست و همراه عزیزم زاهدان حیدر بالایی برگرفته شده است
http://www.kungfutoa-ms.ir/sitemap.html
محکوم نمودن ويژه نامه کژراهه
روز نامه جام جم در مورد بنيانگذار کونگ فو توآروز نامه جام جم در اسفند ماه 86 ويژه نامهاي تحت عنوان تاملي در عرفانها و شبه عرفانهاي دروغين چاپ نمود که در آن مطالبي در مورد بنيانگذار کونگ فو توآ بيان داشتند که در زير تصوير آن مقاله را مي توانيد ببينيد و با کليک کردن روي آن، تصوير را بزرگتر ديده و
معمولا مردم انديشمندان و متفکران زمان خود را درک نميکنند، سالها بايد بگذرد تا به بزرگي و عظمت آنها پي ببرند. در طول تاريخ مي بينيم که گاها به اين بزرگان تهمت هايي مانند کفر و ... هم روا داشته اند، همچون ابوعلي سينا، گاليله و ...
متن قابل تامل زير مقاله دوست عزيم آقاي يوسف رامز ميباشد که در جواب ويژه نامه کژراهه و آن مقاله کذايي نوشتهاند.
"آقاي يوسف رامز يکي از راهدانان دلسوز و پر تلاش طريقت دانايي مي باشند."
بنام آنکه جان را فکرت آموخت
بنام خداوند عادل و بينا، بنام خداوندی که انسان را خلق کرد و به خود آفرين گفت و آن را خليفه خود بر روي زمين قرار داد.
چندی پیش ویژه نامه ای در روزنامه ی جام جم منتشر شد که اینجانب وظیفه ی خود دیدم که به عنوان جوينده حقیقت (نه به عنوان یک راهدان یا کونگ فو کار متعصب) چند خطی را به عنوان نقد آن مجله بیان کنم. در آن ویژه نامه که در اسفند ماه سال 86 منتشر شد ، به معرفی برخی از شیادان پرداخته شده و از برخی خرافات که در جامعه ی امروزی ما وجود دارد نام برده شده بود که این چیز تازه ای در جامعه ی ما نیست. در پی معرفی برخی از شیادان اعتراف آنها نیز بیان شده بود که خود موضوعی جالب میباشد. ولی در مورد مقاله ی پرفسور پیتزا فروش که به نظر ميرسد به عمد در اين مجموعه آورده شده بود تا رنگ آنها را به خود گيرد مسئله کمی تغییر کرده و به سوالات و شبهاتی برمی- خوریم که در زیر به آنها اشاره خواهم کرد. البته پیشاپیش از نویسنده ی آن مقاله تشکر می کنم که:
<<بسی ممنونم از دشمن که پیش دوست هرساعت
بدم می گوید و می آردم هر لحظه در یادش>>
نقدی در مورد چارچوب مقاله:
در تمام دنيا معمول است، مقاله ای که نوشته می شود نام نویسنده یا نماینده ی گروه تحقیقی به همراه منبع مورد استفاده ذکر شود. تا خواننده به مستند و معتبر بودن مقاله اعتماد کند خصوصا در مورد زندگينامه و افکار افراد خاص که مورد توجه مردم هستند که در اين مورد نمي توان فقط به بيان نقل قولها اکتفا نمود و يک طرفه به قاضي رفت که نه شرط عدالت است و نه جوانمردي، و اين نوع مقاله نويسي ارزشمند نخواهد بود.
<< عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت >>
در مقاله مذکور هيچ مدرکي ارائه نشده و در صورت وجود مدرک، منبع و ماخذ آن ذکر نگرديده است. از نویسنده ی مقاله بايد پرسيد:
شما که آنقدر برای یک برگ کاغذ ارزش قائلید و می گویید مدرکی دال بر پرفسور بودن آقای میرزایی نیست ، بفرماييد با چه سندی میگویید آقاي ابراهیم میرزایی ادعای پیامبری و امام زمان بودن کرده است؟ کدام سند ؟ کدام مدرک؟
شاید این القاب را مردم از روی عدم آگاهي و جهل به او نسبت داده اند. آیا سندی موجود است که ایشان این موضوع بيان را
کرده باشند؟ شاید دشمنان شخصی ایشان از روی کینه به دروغ چنین القابي را به ايشان نسبت دادند. آیا سخن چند نفر که شاید از مخالفان او بودند سند محکمی است؟ در حالي که با همين مخالفان او وقتي کمي بحث و گفتگو مي کني بغض ميکنند و جملگي به علم، سخنوري، قدرت و فيزيک بدني بالاي استاد خود اعتراف ميکنند و مي گويند اگر ايشان برگردنند ما باز هم پشت سر او خواهيم بود.
در مقاله آمده "بدلیل جثه کوچکي که داشته احساس حقارت ميکرده است و ...." که با گفته قبلي تناقض دارد که ذکر شده بود "... او از همان ابتدا که وارد ارتش شد، آموزش کاراته را از فردي که در آمريکا اين فنون رزمي را فرا گرفته بود آغاز کرد و در سال 1350 با موافقت ستاد نيروي زميني ارتش شاهنشاهي به چين رفت و پس از طي آموزشهاي رزمي و به دست آوردن نشان سنتي هفت پيکر و دکتراي افتخاري در مهارتهاي رزمي رشته کونگ فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به تايلند و امريکا با ارائه فيزيو لوژي انرژي انسان موفق به کسب عنوان پروفسوري مي شود....." آیا شخصی که دورههاي رزمي خاص را در کشورهاي مختلف گذرانده و نشانهاي مختلف آنها را بدست آورده و آموزش تکاوران (پادگان نوهد که مخفف نيروهاي ويژه هوابرد ميباشد) را به عهده گرفته مي تواند به دليل جثه کوچک احساس حقارت داشته باشد؟
در مورد فیلم یمی (یم می) شما خود بر اين باوريد که همراهان آقای میرزایی این فیلم را ساخته اند. پس باز هم شما از خود آقای میرزایی سندی ندارید. استناد اينکه آقای ابراهیم میرزایی دستور ساخت کشتی را به شخصی داده است چيست؟ آن هم در سال 71؟ از کجا معلوم که قصد تخریب آقای میرزایی نبوده است؟
راجع به اعلامیه های ضد حکومت صحبت کرده اید. چه مدرکی وجود دارد که ایشان دستور چنین کاری را داده اند؟ تازه بعضی از مطالب آن اعلامیه ها گفتههاي 30 سال پیش آقاي ميرزايي ميباشد که از آنها سوء استفاده شده است .بعيد نيست عدهاي بخواهند از نام و شهرت او سوء استفاده نموده و از محبوبيت او برای اهداف شیطانی خود استفاده کنند. چه مدرکی وجود دارد که آقاي ابراهیم میرزایی از آنها حمایت کرده است؟
در جاي ديگر مقاله ذکر شده "2 سال هيچ خبري از او نبود ومشخص شد وي در این مدت 2 سال به شغل چوپاني مشغول بوده است" من صحت و سقم اين موضوع را نميدانم ولي به فرض که چوپانی می کردند. آیا از نظر شما چوپانی کار زشتي می باشد؟ همه ميدانيم که چوپاني از شغل انبياء بوده و فکر و انديشه انسان در خلوت و انزوا پالايش يافته و به جوشش وتعالي دست پيدا مي کند نه در پشت ميز رياست و اداره.
باز هم ذکر شده "که ابراهیم میرزایی در سال 56 به ملارد کرج عزيمت و با تکميل ساختمان نيمه کاره خود، آنجا را به بيمارستان فيزيولوژي انساني تبديل و مبادرت به درمان بيماران نا علاج نموده و..." آيا ميشود بدون علم و آگاهي و تواناييهاي لازم بيماران ناعلاج را درمان نمود، اگر علم ايشان را زير سوال ببريم در پيش عوام کار ايشان به جز معجزه چه چيز ديگري ميتواند باشد و شايد برخورد عوامانه و عدم درک و باور تواناييهاي متافيزيکي ايشان باعث شده تا القابي همچون امام زماني و پيامبري به او نسبت دهند.
من نميدانم که شما از چه روي بدون انصاف و ناجوانمردانه در مورد ايشان قضاوت نموديد، ولي در هرصورت از شما سپاسگزارم که در مقاله خود خواسته يا ناخواسته به بعضي از سوالات همراهان در مورد آقاي ميرزايي پاسخ داده و شک آنها را به يقين تبديل نموديد از جمله بيمارستان فيزيولوژي انساني و درمان بيماران ناعلاج و دوره هايي که ايشان در کشورهاي مختلف گذرانده، زيرا چندي پيش نيز شخصي در مقاله خود ادعا ميکرد که ايشان اصلا از ايران خارج نشدهاند چه رسد دورهاي ديده باشند.
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد
من از شما مي خواهم که با انصاف و بدون غرض ورزي به اين موضوع فکر کنيم که کونگ فو توآيي که آقاي ميرزايي بنيان نهاده و در جهان شناخته شده هم اکنون چند صد هزار همراه دارد؟ چند صدهزار نفر را بسوی ورزش کشانده است؟ چند هزار نفر را از اعتیاد و تفریحات ناسالم دور نگه داشته و تحویل جامعه داده تا به کشور خود خدمت کنند؟ چند نفر افتخار آفرین در مسابقات مختلف جهانی پرورش داده است؟ چند بار باعث سرافرازی ورزش ایران در جهان شده است؟
در آخر از دوستان خواهشمندم که بدون شنیدن حرف هر دو طرف و ارائه ی سند و مدرک کسی را متهم نکنند. نه فقط آقای میرزایی ، بلکه هر انسان دیگری. چون قضاوت کار آسانی نیست. بنظر بنده نقد کردن ایشان و یا هر شخص دیگری یک امر طبیعی است. ولي شايسته نيست کسي را با گمان و بدون دليل و مستندات متهم بسازيم. چون تهمت و تخريب افراد از گناهان کبیره است.
هدف من از اين مقاله دفاع متعصبانه از آقاي ميرزايي نبوده بلکه بيان واقعيتها بوده آن هم از ميان نوشته هاي شما، بايد پذبرفت که برخی از شاگردانش او را مافوق انسان می دانند و بعضی از منتقدانش او را فردی شیاد، ولي به نظر من ايشان نيز يک انسان هستند مانند همه ما ولي نابغه، که داراي نبوغ خاصي مي باشند. من نميخواهم از ايشان تعريف نموده و عرض اندام نمايم زيرا که :
مادح خورشيد مداح خود است
مردم اگر خود با انصاف به قضاون بنشينند حقايق را آشکارا خواهند يافت و در عصر تکنولوژي و اطلاع رساني نمي توان حقايق را براي مدت طولاني پنهان ساخت .
در پايان براي همه مردم شريف ايران زمين در تمام نقاط اين کره خاکي آرزوي سلامتي و بهروزي دارم.
يوسف رامز
آقا محمد
یادمون نره!!
تا این ساعت فقط ۹۱۸ امضا شده
آیا واقعا تعداد همراهانی که دلشون برای
یکی از همراهان خودشون میتپه همین تعداده؟؟؟؟!!!!
آیا همراهان کونگ فو توآ همین تعداد هستند.
آیا همین تعداد به سوگند کونگ فو توا پایبند هستند.
بعیده حدث من اینه که مطلع نبودند!
یا
علی
اي ايران اي مرز پرگهر اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان پاينده ماني و جاودان
سـايت گوگل نام خليج فارس را به خليج عربي تغيير داده است.
با ارسال يك ميليون پيام به آدرس زير، سايت گوگل مجبور به برگرداندن نام خليج فارس خواهد شد.
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html
پاينده باد خاك ايران ما
از آنجا که تعداد بسیاری از کتب با ارزش و بعضا قدیمی کونگ فو توا در دسترس همگان نیست بر آن شدیم تا چون ژیشتر نیز این قول را به شما همراهان و همدلان پاک داده بودم قسمتی از این بلاک را به کتابخانه کونگ فو توا تخصیص داده و از مجموعه های باارزش کونگ فو توا در این قسمت استفاده گردد.
و از آنجا که دائره المعارف بزرگ کونگ فو توا کتاب عرفانی کاراته ذن کاراته به بازار سیاه راه یافته و عده ای سودجو از این موقعیت سوء استفاده میکنند بر آن شدیم تا ابتدا پس از تکمیل نمودن بخش کتاب پژوهش کتاب با ارزش کاراته ذن کاراته را در دستور کار خود قرار داده ایم.
دستان همراهان ساعی را جهت یاری و همفکری در این مهم به گرمی میفشاریم.
دوست و همراه کوچک شما
حمید راهدان